پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) در مدينه
جاى جاى مدينه، نشان از آثار رسول خدا(صلى الله عليه وآله) دارد و حق آن است كه مسلمان معتقد، ذرّه ذرّه خاك آن را ببويد و ببوسد. اگر نمى تواند چنين كند، حداقل جايگاه هاى مشخصىرا كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در آنجا خاطره اى از خود گذاشته، نبردى كرده، نمازى خوانده و سخنى گفته، بشناسد و قدر نعمت بزرگى را كه در پرتو نور نبوّت نصيب او شده است، بداند.
پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) در مدينه
پيش از آنكه هجرت پيامبر به مدينه آغاز شود، تنى چند از اصحاب به يثرب رفتند و در قبا، آنگاه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نيز در آغاز ماه ربيع الأول راهى يثرب شد. مردم مسلمان شده يثرب، بى صبرانه انتظار ورود آن حضرت را داشتند; پس از آن به مدت ده سال با خلوص تمام از وى و آرمان هايش دفاع كردند. در اينجا خلاصه اى از حوادث اين ده سال را مى آوريم:
نخستين اقدام پيامبر(صلى الله عليه وآله) در يثرب، ساختن مسجد بود; جايگاهى كه افزون بر مركزيت عبادى، مركزيت فرهنگى، سياسى و ادارى نيز داشت; و يكى از تكيه گاه هاى اصلى اسلام در ميان مسلمانان بود.
دومين اقدام آن حضرت، ايجاد يك پيمان عمومى ميان مسلمانان مدينه بود. در اين معاهده كه همه مسلمانان براى اجراى آن متعهد شدند و با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بيعت كردند، حاكميت براى خدا و رسولش شناخته شد و بخشى از قوانين حقوقى و جزايى اسلام به عنوان قانون تثبيت گرديد.
سومين اقدام رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، ايجاد پيمان برادرى ميان مسلمانان بود. آن حضرت مسلمانان را با يكديگر برادر كرد تا نسبت به هم ارتباط و پيوند نزديكترى داشته باشند. و از ميان مسلمانان، على بن ابى طالب(عليه السلام) را به عنوان برادر خود برگزيد.
روشن بود كه يكى از مسائل مهم پس از هجرت، درگيرى مدينه با مكه خواهد بود; زيرا نه پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) حاضر بود از مكه چشم پوشى كند و نه اشراف مكه تحمّل اسلام و تسلّط آن بر شهرهايى مانند مدينه را داشتند، بهويژه كه در سال دوم هجرت، قبله اسلام از بيت المقدس به سوى مكه تغيير كرد و نشان داد كه مسلمانان اين شهر را از دست نخواهند داد.
سرانجام، مسلمانان حمله به كاروان هاى قريش را ـ كه از مكه به راه مى افتاد و از نزديكى مدينه مى گذشت و به سمت شمال; يعنى شامات مى رفت ـ آغاز كردند. آنان بدينوسيله جبران مصادره اموالشان را، كه در مكه گذاشته بودند، كردند. مهم ترين حمله، حمله اى بود كه به جنگ بدر منتهى شد. در رمضان سال دوم، مسلمانان به قصدحمله به كاروان قريش حركت كردند. قريش كه متوجه حمله شده بودند، سپاهى را از مكه به سوى مسلمانان اعزام كردند. دو سپاه در نزديكى چاه هاى بدر با يكديگر درگير شدند و در نتيجه، بسيارى از سران شرك به قتل رسيدند. از ميان رؤساى قريش، تنها ابوسفيان به سلامت ماند و آن هم به اين دليل بود كه در بدر حضور نداشت.
در سال سوم، مشركان به تلافى غزوه بدر به مدينه حمله كردند. آنها شهر را دور زدند و از سمت شمال در دامنه كوه احد مستقر شدند. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نيز همراه يارانش كه كمتر از يك سوم دشمن بودند، به منطقه احد وارد شدند. در جنگى كه صورت گرفت، ابتدا مسلمانان غلبه كردند، اما غفلت آنان ـ كه چگونگى آن در قسمت احد خواهد آمد ـ سبب شد تا ضربه اى كارى از مشركان بخورند، گرچه مشركان نتوانستند اسلام را از ميان ببرند.
در سال پنجم، مشركان پيمان اتحادى بر ضدّ رسول خدا(صلى الله عليه وآله) امضا كردند وسپاه احزاب را تشكيل دادند و به مدينه يورش بردند. پيش از حمله آنان، مسلمانان خندقى در قسمت شمالى شهر، جايى كه امكان ورود دشمن از آن ناحيه وجود داشت، كندند. دشمن در پشت خندق زمين گير شد و پس از گذشت بيست روز، در حالى كه برخى از پهلوانان آنها كه از خندق عبور كرده بودند، كشته شدند، با سرشكستگى مدينه را ترك كردند. در واقع، اين آخرين زورآزمايى مشركان در برابر مسلمانان بود كه به شكست انجاميد.
در سال ششم هجرت، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به قصد انجام عمره و به همراه بيش از يك هزارو پانصد تن از اصحاب راهى مكه شد. مشركان اعلام كردند كه مانع از ورود رسول خدا(صلى الله عليه وآله)به مكه خواهند شد. آن حضرت راه خود را كج كرد و در حديبيه ـ كه در مسير جدّه است ـ متوقف شد.
آنگاه نماينده اى به داخل شهر فرستاد، اما با دير شدن بازگشت او، رسول خدا(صلى الله عليه وآله)با اصحاب بيعت كرد تا در برابر مشركان مقاومت كنند. اين بيعت را «بيعت رضوان»ناميدند. نماينده رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بازگشت و پس از آمدن نماينده مشركان، صلح حديبيه بهامضا رسيد. بر اساس اين معاهده، جنگ به مدت ده سال متوقف شد و مقرر گرديد كه ازسال بعد از آن، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و اصحابش بتوانند براى انجام عمره سه روز را در مكه بسربرند.
در سالهاى ششم و هفتم، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به شاهان و رؤساى قبايل بزرگ نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت كرد. همچنين، در سال هفتم براى نخستين بار پس از هجرت، با اصحاب راهى مكه شد و سه روز را براى انجام عمره در شهر بسر برد.
در سال هشتم، مشركان پيمان را شكستند و برخلاف معاهده حُدَيْبيه رفتار كردند و پيامبر(صلى الله عليه وآله) كه در پى فرصتى براى فتح مكه بود، سپاه عظيمى را روانه اين شهر كرد و خود فرماندهى آن را برعهده گرفت. شهر با مقاومت بسيار محدودى كه از سوى برخى جوانان خودسر مكه به عمل آمد، فتح شد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به مسجدالحرام درآمد، بت ها را شكست و آنگاه به داخل كعبه رفت و آثار شرك را از آنجا زدود.
بدين ترتيب، بيست سال بعد از بعثت و هشت سال پس از هجرت، مكه در تصرف كامل مسلمانان قرار گرفت و بلال بر بام كعبه نداى اذان سر داد. پس از آن، شورش قبيله هوازن در حُنَين نيز خاموش شد.
در سال نهم، حج با حضور اكثريت مسلمان و اقليّت مشرك كه ديگر قدرتى نداشتند، برگزار شد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از على(عليه السلام) خواست تا آيات اول سوره برائت را كه در اعلام برائت از شرك بود در روز حج اكبر ـ روز عرفه ـ بر مردم بخواند. در اين پيام، خدا و رسول از شرك و مشركان اعلام بيزارى كرده و از آنها خواسته بودند تا در يك فرصت چهارماهه، تصميم نهايى خود را براى پذيرش اسلام يا مقاومت در برابر آن بگيرند. بدين سان، شرك تا چندى پس از آن به طور كامل از ميان رفت. همچنين، در سال نهم، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سپاهى به تبوك فرستاد كه توانست قبايل حدود شامات را آرام سازد.
در سال دهم، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نخستين حج خود را به همراه بيش از يكصد هزار تن از پيروان خويش انجام داد. در اين مراسم بود كه آيين حج از سوى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به طور كامل تشريع و تشريح شد. آن حضرت ضمن خطبه اى كه به خطبه حَجّة الوداع (حج آخرين) معروف است، نصايح فراوانى به مردم كرد.
آن حضرت در بازگشت از سفر حج، در روز هجدهم ذيقعده، در غدير خم، على(عليه السلام) را به جانشينى خود برگزيد و همه مسلمانان نيز به اين عنوان با آن حضرت پيمان بستند و البته گروهى چه زود اين عهد و پيمان الهى را شكستند!
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) هفتاد روز پس از غدير، در حالى كه چند روز دچار بيمارى و تب شديد بود، در 28 صفر سال يازدهم هجرت به لقاى پروردگارش شتافت; و اين در حالى بود كه از وضعيت نامطلوبى كه مسلمانان پس از پيروزى بر شرك از نظر داخلى گرفتارش بودند، دلى اندوهگين داشت. با وجود اين، آن حضرت طى بيست و سه سال تلاش در مكه و مدينه، بنيادگذار يكى از مهم ترين اديان توحيدى و آخرين آنها براى بشر بود كه امروزه ميليون ها نفر بدان ايمان دارند و به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و جاى جاى قدم هاى او در مكه و مدينه عشق مىورزند.
شهر يثرب كه بعد از ورود رسول خدا-ص-«مدينة النبى»و پس از آن به اختصار«مدينه»خوانده شد،در مسير«طريق الهجره»در فاصله تقريبى 450 كيلومترى شمال مكه قرار دارد.مهمترين نكته در جغرافياى داخلى مدينه اين است كه شهر در ميان دو رشته حره (9) واقع شده كه يكى در شرق و ديگرى در غرب آن قرار دارد.ناحيه جنوبى يثرب هم كمى سنگلاخ است و در قسمتشمالى،در ميان كوه احد،در شمال غرب و كوه سلع در غرب مدينه،فضاى نسبتا بازى وجود دارد كه بيشتر،زمينهاى كشت و نخلستان بوده است.
پيش از اسلام،قبيلههاى يهود و عرب در نواحى مختلف ميان اين دو حره و حوالى آن زندگى مىكردند.قبايل يهودى عبارت بودند ازبنى قينقاع،بنى نضير و بنى قريظه كه عمدتا در جنوب و جنوب غرب مدينه در منطقه عوالى (10) مىزيستند.
دو قبيله مهم عربى،كه پس از يهود در اين ناحيه ساكن شده بودند،عبارت بودند از اوس و خزرج.آنها خود به طوايف مختلفى تقسيم مىشدند.جمعيت عرب يثرب بسيار بيش از يهوديان بود.در ميان دو قبيله عرب،نزاعهاى زيادى جريان داشت.اين نزاعها به ميان قبايل يهود نيز سرايت كرده بود.
اوس و خزرج هر دو از قبايل جنوبى جزيرة العرب بودند كه قريب يكصد و پنجاه سال قبل از اسلام به يثرب آمده بودند.همانگونه كه در نقشه آشكار است،يثرب تنها به يكى از واحههاى ميان دو حره شرقى و غربى اطلاق مىشده اما به تدريج نام تمامى اين نواحى شده است!
وضعيت طبيعى مدينه نسبت به مكه بسيار بهتر و داراى زمينهاى حاصلخيز و آب نسبتا مكفى است.در مدينه چندين وادى وجود داشته كه آب اين منطقه را تضمين مىكرده است. قبايل عرب هر كدام در بخشى از آن سكونت داشتهاند.در واقع تركيب جمعيتى شهر مدينه قبيلهاى بوده است.بيشترين جمعيت در منطقه عاليه مدينه از جنوب شرقى به سمت جنوب غربى شامل عصبه،قبا،قربان،و عوالى سكونت داشتهاند.بخشهايى از جمعيت هم در مركز مدينه،جايى كه بعدها مسجد النبى ساخته شد مىزيستند و شمارى در شمال مسجد النبى-ص-در راه احد ساكن بودند.گروهى نيز در غرب،در كناره كوه سلع و از آنجا به سمت جنوب در منطقه عصبه سكونت داشتهاند.
مناطقى كه اوس و خزرج و يهود در آنها سكونت كردند،بويژه قسمتهاى جنوبى،در دو سوى غرب و شرق كه به عوالى و قبا و عصبه شهرت دارد،از پر جمعيتترين مناطق با آب فراوان و مزارع گسترده مىباشد;چرا كه شبكهاى از بهترين واديها،همچون وادى مهزور از شرق،وادى يذينب از جنوب شرقى و وادى رانوناء از جنوب و بخشى از وادى بطحان،كه در مسيرش به شمال غرب به اين واديها مىپيوندد،در مناطق مزبور جريان دارد.ترديدى نيست كه اين واديها و چاهها در سمت عوالى،قبا و عصبه،از مهمترين عوامل در تمركز جمعيت در آن نواحى و پرداختن آنان به كشاورزى در شكل گسترده بوده است.
مردم يثرب به كعبه احترام مىگذاشتند و هر ساله براى طواف آن و عبادت بتها به مكه مىآمدند.افزون بر اين بازارهاى مكه نيز آنان را وا مىداشت تا به مكه بيايند و روابطى با قريش داشته باشند.از زمانى كه رسول خدا-ص-دعوت خويش را آشكار كرد و آيات قرآنى در ميان مردم انتشار يافت،اهل يثرب نيز كم و بيش با آن آشنايى يافته بودند،اما حرمتى كه براى قريش قائل بودند مانع از آن شده بود كه خود را به رسول خدا-ص-نزديك كنند،تا آن كه در آغاز دو نفر و در سال يازدهم شش نفر از مردم يثرب اسلام آوردند.آنها اين پيام جديد را به ديگران رساندند و در سال دوازدهم بعثت،دوازده نفر از مردم يثرب كه مسلمان شده بودند، در ايام حج به ديدار رسول خدا-ص-شتافتند.پس از آن بود كه رسول خدا-ص-يكى از بهترين اصحاب خود;يعنى مصعب بن عمير را براى تبليغ اسلام به يثرب فرستاد و در سال سيزدهم بعثت قريب هفتاد تن از مردم يثرب براى بيعت با رسول خدا-ص-به مكه در آمدند. آنان ضمن بيعت،از رسول خدا-ص-خواستند تا به يثرب بيايد و تعهد كردند كه از آن حضرت دفاع خواهند كرد.اين دعوت سرآغاز هجرت رسول خدا-ص-و اصحاب آن حضرت بود. چنانكه در بخش نخست اين كتاب گذشت،محل بيعت آنها با رسول خدا-ص-اندكى پايينتر از جمره عقبى در راه آمدن به مكه،سمت راست در داخل يك شعب بوده كه اكنون در محل آن«مسجد البيعه»قرار دارد.پيش از اين درباره اين مسجد سخن گفتيم.
در ابتدا تنى چند از اصحاب به يثرب رفتند.رسول خدا-ص-نيز در آغاز ماه ربيع الاول راهى يثرب شد.مردم مسلمان شده يثرب،بى صبرانه انتظار ورود آن حضرت را داشتند و پس از آن به مدت ده سال با خلوص تمام از وى و آرمانهايش دفاع كردند.در اينجا خلاصهاى از حوادث اين ده سال را بيان مىكنيم:
اولين اقدام رسول خدا-ص-در يثرب،ساختن مسجد بود;جايگاهى كه علاوه بر مركزيت عبادى،مركزيت فرهنگى،سياسى و ادارى نيز داشت;مركزى كه يكى از تكيه گاههاى اصلى اسلام در ميان مسلمانان بوده است.
اقدام دوم رسول خدا-ص-،ايجاد يك پيمان عمومى ميان مسلمانان مدينه بود.در اين معاهده كه همه مسلمانان براى اجراى آن تعهد و بيعت كردند،حاكميت براى خدا و رسول شناخته شده و بخشى از قوانين حقوقى و جزايى اسلام به عنوان قانون پذيرفته شده بود.
سومين اقدام رسول خدا-ص-ايجاد عقد برادرى ميان مسلمانان بود.آن حضرت مسلمانان را با يكديگر برادر كرد تا نسبت به هم ارتباط و پيوند نزديكترى داشته باشند.
روشن بود كه يكى از مسائل مهم بعدى،درگيرى مدينه با مكه خواهد بود.نه رسول خدا-ص-حاضر بود از مكه چشم پوشى كند و نه مردم مكه تحمل اسلام و تسلط آن بر مدينه را داشتند،بويژه كه در سال دوم هجرت،قبله اسلام از بيت المقدس به سوى مكه تغيير كرد و اگر تا آن هنگام به سمتشمال نماز مىگزاردند،اين بار به سمت جنوب نماز خواندند.
سرانجام،حمله را مسلمانان آغاز كردند.آنها يكى دو بار به كاروانهاى قريش كه از مكه به راه مىافتاد و از نزديكى مدينه مىگذشت و به سمتشمال;يعنى شامات،مىرفتحمله كردند تا جبران مصادره اموالشان را كه در مكه گذاشته بودند،بكنند.مهمترين حمله،حملهاى بود كه به جنگ بدر منتهى شد.
در رمضان سال دوم،مسلمانان به قصد حمله به كاروان قريش حركت كردند.قريش كه متوجه حمله شده بودند،سپاهى را به سوى مسلمانان فرستادند.آنها در نزديكى چاههاى بدر با يكديگر درگير شدند و در نتيجه بسيارى از سران شرك به قتل رسيدند.از ميان رؤساى قريش،تنها ابو سفيان به سلامت ماند و آن هم به اين دليل بود كه در بدر حضور نداشت.
در سال سوم،مشركان به تلافى غزوه بدر به مدينه حمله كردند.آنها شهر را دور زدند و از سمتشمال در دامنه كوه احد مستقر شدند.رسول خدا-ص-نيز همراه يارانش كه كمتر از يك سوم دشمن بودند،به منطقه احد در آمدند.در جنگى كه صورت گرفت ابتدا مسلمانان غلبه كردند،اما غفلت آنها-همان گونه كه بعد از اين در قسمت احد خواهد آمد-سبب شد تا ضربهاى كارى از مشركان بخورند،گرچه مشركان نتوانستند اسلام را از ميان ببرند.
در سال پنجم،مشركان پيمان اتحادى را بر ضد رسول خدا-ص-امضا كردند و سپاه احزاب را تشكيل دادند و به مدينه حمله كردند.پيش از حمله آنان،مسلمانان خندقى در قسمتشمالى شهر،جايى كه امكان ورود دشمن از آن ناحيه وجود داشت،كندند.دشمن در پشتخندق زمينگير شد و پس از گذشت بيست روز،در حالى كه برخى از پهلوانان آنها كه از خندق عبور كرده و كشته شده بودند،با سرشكستگى مدينه را ترك كردند.در واقع،اين آخرين زور آزمايى مشركان در برابر مسلمانان بود كه البته به شكست انجاميد.
در سال ششم هجرت،رسول خدا-ص-به همراه بيش از يكهزار و پانصد تن از اصحاب،به قصد انجام عمره راهى مكه شد.مشركان اعلام كردند كه مانع از ورود رسول خدا-ص-خواهند شد. آن حضرت راه خود را كج كرد و در حديبيه-كه در مسير جده قرار داد-توقف كرد.آنگاه نمايندهاى به داخل شهر فرستاد،اما با دير شدن بازگشت او،رسول خدا-ص-با اصحاب بيعت كرد تا در برابر مشركان مقاومت كنند كه اين بيعت را«بيعت رضوان»ناميدند.نماينده رسول خدا-ص-بازگشت و پس از آمدن نماينده مشركان،صلح حديبيه به امضا رسيد.بر اساس اين معاهده،جنگ به مدت ده سال متوقف شد و مقرر گرديد كه از سال بعد از آن،رسول خدا-ص-و اصحاب بتوانند براى انجام عمره سه روز را در مكه بسر برند.
در سالهاى ششم و هفتم،به ملوك و رؤساى قبايل بزرگ نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت كرد.همچنين در سال هفتم براى نخستين بار پس از هجرت،با اصحاب راهى مكه شد و سه روز را براى انجام عمره در شهر بسر برد.در سال هشتم،مشركان بر خلاف معاهده حديبيه رفتار كردند.رسول خدا-ص-كه در پى فرصت بود،سپاه عظيمى را براى فتح مكه روانه اين شهر كرد و خود فرماندهى آن را به عهده گرفت.شهر با مقاومت بسيار محدودى كه از سوى برخى جوانان خودسر مكه به عمل آمد،فتح شد و پيامبر به مسجد الحرام در آمد،بتها را شكست و آنگاه به داخل كعبه رفت و آثار شرك را از آن زدود.
بدين ترتيب،هشتسال پس از هجرت و بيستسال بعد از بعثت،مكه در تصرف كامل مسلمانان قرار گرفت و بلال بر بام كعبه نداى اذان سر داد.پس از آن،شورش قبيله هوازن در حنين نيز خاموش شد.در سال نهم،حج با حضور اكثريت مسلمان و اقليت مشرك كه ديگر قدرتى نداشتند،برگزار شد.رسول خدا-ص-آيات اول سوره برائت را كه در اعلام برائت از شرك بود،به دست امام على-ع-داد تا در روز حج اكبر-روز عرفه-بر مردم بخواند.در اين پيام، خدا و رسول از شرك و مشركان اعلام بيزارى كرده و از آنها خواسته بودند تا در يك فرصت چهار ماهه،تصميم نهايى خود را براى پذيرش اسلام يا مقاومت در برابر آن بگيرند.بدين سان، شرك تا چندى پس از آن به طور كامل از ميان رفت.همچنين،در سال نهم،رسول خدا-ص-سپاهى به تبوك فرستاد كه توانست قبايل حدود شامات را آرام سازد.
در سال دهم،نخستين حجخود را به همراه بيش از يكصد هزار تن از پيروان خويش انجام داد. در اين مراسم بود كه آيين حج از سوى پيامبر-ص-به طور كامل تشريع شد.آن حضرت ضمن خطبهاى كه به«خطبه حجة الوداع»(حج آخرين)معروف است،نصايح فراوانى به مردم كرد.در بازگشت از سفر حج و در روز هيجدهم ذيقعده،در منطقه غدير،آن حضرت امام على-ع-را به جانشينى خود منصوب كرد و همه مسلمانان نيز به اين عنوان با آن حضرت پيمان بستند و البته چه زود اين عهد و پيمان الهى را شكستند.
پيامبر-ص-هفتاد روز پس از غدير،در حالى كه چند روز دچار بيمارى و تب شديد بود،در 28 صفر سال يازدهم هجرت به لقاى پروردگار شتافت،در حالى كه از وضعيت نامطلوب مسلمانان اندوهگين بود،پس از پيروزى بر شرك از نظر داخلى گرفتارش بودند.با وجود اين، آن حضرت طى بيست و سه سال تلاش در مكه و مدينه،بنياد گذار يكى از مهمترين اديان توحيدى و آخرين آنها براى بشر بود كه امروزه ميليونها نفر بدان ايمان دارند و به رسول خدا-ص-و جاى جاى قدمهاى او در مكه و مدينه عشق مىورزند.
پىنوشتها
1-درباره خراب كردن آن و آثار بجاى مانده،نك:گزارش فارسى كتاب«فى منزل الوحى»از هيكل،فصلنامه«ميقات حج»،ش 9،ص 222.درباره قبرستان ابو طالب نيز رجوع كنيد به مقاله«جنة المعلاة»از سيد على قاضى عسكر در فصلنامه«ميقات حج»،ش 4،صص 174-165
2-فاكهى،اخبار مكه،ج 3،ص 90-89
3-مقاتل الطالبيين،ص 366 و 367
4-فاكهى،اخبار مكه،ج 4،ص 72 و 73
5-ازرقى،اخبار مكه،ج 2،ص 162
6-فاكهى،اخبار مكه،ج 4،ص 75
7-فاكهى،اخبار مكه،ج 4،ص 130،ازرقى،اخبار مكه،ج 2،ص 93 و 266
8-فاكهى،اخبار مكه،ج 3،ص 89 و 90
9-منطقه سنگلاخى كه سنگهايى شبيه به سنگهاى آتشفشان و داغ شده دارد.
10-خيابان عوالى اكنون به نام«شارع على بن ابى طالب-ع-»شناخته مىشود.
حج وعمره مفرده -احکام - تاریخ اسلام -جغرافیای عربستان و...