بانک فیلم و صوت حج و عمره مفرده و زیارت
کتابخانه تخصصی حج و عمره مفرده و زیارت
کتب کاربردی ویژه زائران حج تمتع و عمره مفرده انتخاب شده از منشورات بعثه دانلود برای موبایل

کتب کاربردی
ویژه زائران
حج تمتع و عمره مفرده و زیارت
انتخاب شده از منشورات بعثه
دانلود برای موبایل
کلیک نمایید.
فرهنگ كلمات سرزمين وحي

فرهنگ كلمات سرزمين وحي
1- احرام: احرام عبارت است از كندن لباسهاي معمولي و پوشيدن دو قطعه پارچه سفيد و بي رنگ توسط مردان و لباسهاي معمولي و ساده و سفيد توسط بانوان. اين عمل همراه با نيت و توجه مخصوص است. و به منظور تحول روحي، اخلاقي، اجتماعي و پاكي ظاهر و باطن انجام مي شود. يكرنگي لباسها نشان از آن دارد كه ما همه از هر مملكت و هر نژادي كه هستيم در وراي تقدس در برابر حق تعالي يكرنگيم و دو رنگي را دور نهاده ايم و در روز قيامت به همين شكل محشور مي شويم. نيت احرام: محرم مي شوم به احرام عمره مفرده قربه الي ا...
2- اركان كعبه: ...
منبع :سایت لبیک
طرحهای توسعه درحرمین شریفین

متن كامل خبر : وزیر حج عربستان از
دستاوردها و پروژه های بزرگی خبر داد که در راستای خدمت به حجاج بیت الله
الحرام در مکه مکرمه، مشاعر مقدسه و مدینه منوره با هدف تسهیل انجام مناسک
حج و عمره اجرا می شود.
بندر حجار در سخنانی که در چهارمین شماره مجله الحج صادره از وزارت حج
عربستان در ماه ربیع الثانی منتشر شد، اعلام کرد: اجرای پروژه ها و طرحهای
توسعه همچنان ادامه خواهد یافت و میزان بودجه امسال این مسئله را اثبات می
کند که مبالغ مالی زیادی برای اجرای بسیاری از پروژه ها در مکه مکرمه،
مشاعر مقدسه و مدینه منوره و مناطق حج اختصاص یافته است.
وی اجرای این پروژه ها را در چارچوب سیاست عربستان برای تسهیل ادای مناسک
حج و عمره و خدمت به حجاج و عمره گزاران قلمداد کرد و گفت: این دستاوردها و
خدمات، مستلزم وجود یک طرح راهبردی برای اعمال حج وعمره در خصوص افقهای
آینده و ارائه دیدگاهها و ایده های آتی برای تعیین رویکرد در مراحل آتی،
پیش بینی آینده و ارائه دیدگاه علمی درخصوص اینکه اوضاع پس از 25 سال دیگر
همگام با افزایش تعداد حجاج و عمره گزاران در هر سال چگونه خواهد بود.
وی افزود: هدف وزارت حج عربستان و طرف های مرتبط در خصوص حج و حجاج از
برنامه ریزی راهبردی، تعیین اهداف آينده و انتخاب کادرهای انسانی و
سازوکارهای کاری با شیوه علمی به منظور بهره گیری از امکانات و منابع و
امکانات موجود بخشهای حج و عمره با هدف توسعه آنها و تعامل با تغییرات در
آینده است.
حجار اظهار داشت: مجلس شورا توصیه کرده است کمیته ای برای آماده کردن طرح
راهبردی 25 ساله حج و عمره در چارچوب اداره تکمیلی به ریاست وزارت حج
عربستان با هدف ارائه دیدگاهها و چشم انداز آینده در خصوص برآورد تعداد
حجاج و عمره گزاران پس از 10 تا 25 سال آینده تشکیل شود.
وی ابراز عقیده کرد اقدامات مربوط به حج، اقدامات به هم پیوسته و منسجم و
مستلزم هماهنگی و همکاری و تشریک مساعی تمام دستگاههای ذیربط در حج برای
ارائه طرح راهبردی کامل است.
وی افزود وزارت حج، اخیرا اولین نشست کمیته مامور آماده سازی راهبرد حج را با هدف ارائه خدمات مناسب به حجاج در آینده برگزار کرد.
وزیر حج عربستان بر ضرورت اجرای تمام طرحهای توسعه درحرمین شریفین تاکید کرد.
احکام عمره مفرده - ویژه استفاده درموبایل
زیارت دوره ویژه عمره دانش آموزی

زیارت دوره ویژه عمره دانش آموزی
با همکاری بعثه مقام ومعظم رهبری
اماکن مورد بازديد: مسجد الاجابه، قبرستان شهداي حره واقم، مسجد ابوذر ، مسجد الدرع، مسجد الاستراحه، روايت تفصيلي غزوه احد، مسجد عينين، مسجد عسکر، مسجد سيدالشهدا، خانه امام سجاد و امام صادق، مسجد ثنايا، مسجد فسح، محل شکاف، مسجد شجره، مسجد معرس، ابيار علي، حمراءالاسد و جمل النمل، منطقه بيداء، مسجد قبا، مسجد مصبح، قبرستان قبا، چاه اريس ، خانه کلثوم بن هدم و سعد بن خيثمه، مسجد جمعه، مسجد بنات بني النجار، قلعه کعب بن اشرف، مخروبه هاي قلعه هاي مدينه در دوره عثماني، محل ورود کاروان اهل بيت، مسجد سقيا، مسجد عنبريه، محل سقيفه نبي ساعده. وادي هاي مدينه از جمله عقيق ، رانوناء، بطحان، قناه، کوههاي مدينه از جمله کوه عير، نمل، غرابه، تضارع ، ام خالد، حبشي و چاههاي حفر شده توسط حضرت (ع) ...كه توضيح برخي از اماكن به اختصار در زير آمده است.
مسجد الاجابه
يكي از طوايف قبيله اوس،بنو معاوية بن مالك بودند.آنها در ميان خانه هاي خود مسجدي بنا كردند كه اكنون به نام «مسجد الاجابه »شناخته مي شود. مورخان درباره نامگذاري آن به «الاجابه» نوشته اند كه روزي رسول خدا(صلي الله عليه وآله) به مسجد اين طايفه در آمد و دو ركعت نماز خواند و پس از نماز سه چيز از خداوند طلب كرد:
يكي آن كه امت اسلام را به قحطي هلاك نكند;
دوم آن كه خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط نسازد;
سوم آن كه مسلمانان به جان يكديگر نيفتند.خداوند دو خواسته اول را اجابت كرد و از اين رو آن را مسجد اجابت ناميدند.
ابن شبّه ميگويد: پيامبر(ص) دو ركعت نماز در مسجد بني معاويه گزارد. سپس برخاست و به مناجات با پروردگارش پرداخت و آنگاه از مسجد خارج شد.
در منابع شيعه (بحار الأنوار، ج 97، ص 225) از مسجد مباهله ياد شده که بر اساس آنچه شهرت دارد، همين مسجد الاجابه است و مباهله ميان پيامبر(ص) و هيأت مسيحيان نجران، در اين مسجد به وقوع پيوست، به طوري كه خداوند متعال به رسولش دستور داد تا آنها را نفرين كند ولي آنان با ديدن پيامبر و همراهانش ـ علي، فاطمه و حسنين(عليهم السلام)- در آخرين لحظات، از نفرين متقابل خودداري ورزيدند و پذيرفتند که جزيه بپردازند. و در قرآن در آيه 60 سوره آل عمران آمده است: " فَمَنْ حَاجَّکَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنْ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَکُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللهِ عَلَي الْکَاذِبِينَ " .اشاره شد و شرح آن در کتاب هاي سيره آمده است.
مسجد الاجابه در قرن نهم سقف نداشته و از شرق به غرب 12 متر و از شمال به جنوب(قبله)حدود 10 متر بوده است. اين مسجد در دوره عثماني از نو بنا شد و دو شبستان و يك صحن دارد و مناره اي نيز در ركن شمال غربي آن ساخته شده است.
اين مسجد در فاصله سيصد تا چهارصدمتري شمال شرقيِ بقيع و پانصد و پنجاه متري مسجد النبي(ص) در کنار شارع ستين ـ شارع ملک فيصل ـ قرار دارد.



مسجد مباهله
قبرستان شهداي حره
واقعه حره، قيام مردم مدينه به فرماندهي عبدالله بن حنظله و کشتار و غارت آنان توسط سپاهيان يزيد است كه از جنايات بزرگ امويان پس از به شهادت رساندن امام حسين عليه السلام مي باشد. در سال 63 هجري ، از جانب يزيد سپاهي به فرماندهي مسلم بن عقبه، به سمت مدينه حركت كرد و يزيد به او گفت: «مردم را تا سه روز دعوت كن، اگر پذيرفتند كه بهتر و گرنه با آنها بجنگ و چون غلبه پيدا كردي مدينه را سه روز به سپاهيان واگذار و هر مال و برده، سلاح، خوردني كه در آن هست از آن سپاه باشد و چون سه روز تمام شد از مردم دست بردار، علي بن الحسين (عليهالسّلام) را ببين و دست از او بردار و با وي نيكي كن و تقرب ده كه در كار دخالت نكرده نامه او نيز به ما رسيده» سپاه مسلم بن عقبه که دوازده هزار نفر بود، نخست شهر مدينه را محاصره كردند و پيام داد تا سه روز مهلت داريد با يزيد بيعت كنيد و برده او شويد. مردم مدينه تسليم نشدند و جنگ صورت گرفت. سرانجام لشكريان يزيد بر آنان برتري يافتند. فرمانده سپاه از سپاهيان خواست در اين سه روز هر كاري كه ميخواهند در اموال و امكانات مردم شهر انجام دهند، كشتار زيادي صورت گرفت. جان و مال و ناموس مردم مدينه در چنگال لشكريان شام قرار گرفت. اين كشتار وسيع سبب گرديد كه از آن پس مسلم بن عقبه را «مسرف بن عقبه» ناميدند. مسلم بن عقبه بسياري از اسيران را که شامل تعدادي از قريشيان بودند، به قتل رساند و در ميان مقتولين کساني از ميان صحابه پيامبر نيز بودند. در تاريخ، تعداد کشتههاي اين ماجرا مختلف روايت شده؛ از شش هزار تا ده هزار نفر. در جريان حره تنها انصار نبودند که مورد دشمني امويان قرار گرفتند، بلکه تعدادي از خانوادههاي مهاجرين نيز از بين رفتند. سپاه شام پس از قتل و غارت مردم مدينه روانه مکه شد تا ابن زبير و ياران او را نيز به همين سرنوشت دچار سازد. شهداي حره که در واقعه حره به شهادت رسيدند در اين قبرستان دفن شده اند.
اين قربستان با عبور خيابان از ميان آن به دو قسمت تبديل شده و جوانان محل دراين گورستان که قبرهاي آن توسط وهابي ها تخريب و با خاک يکسان شده است به بازي فوتبال مي پردازند. بخش غربي قبرستان را شهرداري مدينه به فروش گذاشته و احتمالا با توجه به رونق هتل سازي دراين شهر ، چند سال ديگردر اين محل هتل هاي بنا خواهد شد و به اين ترتيب يکي ديگر از وقايع مهم تاريخ اسلام نيز مشاهد خود را از دست مي دهد . طبق آخرين مشاهده بعد از تدوين اين گزارش و زيارت به عمل آمده ، اين گورستان کاملا تخريب و زمين آن براي هتل سازي آماده مي شود.


قبرستان شهدای حره قبل از تخریب


قبرستان شهدای حره هنگام تخریب - هفدهم اسفند 1389
مسجد ابوذر
مسجدي است که امروزه به نام مسجد ابوذر، صحابي راستگوي رسول خدا (ص)، شهرت داشته و به طول تقريبي پانصد و پنجاه متر از شمال مسجد نبوي فاصله دارد و در آخر خيابان ابوذر، كه به خيابان قديم فرودگاه ارتباط دارد، واقع است. نام اصلي اين مسجد، مسجد البحير يا مسجد الاسواف يا مسجد السجده يا مسجد الشكر بوده است. اين مسجد، از آنِ بني عبد اشهل بوده و رسول خدا(ص) زماني با نماز خواندن در آنجا، مسجد اين طايفه را متبرّك كرده اند.
نام اصلي اين مسجـد، «مسجد السجده» است. علّت اين نامگذاري آن است كه پيامبر(ص) در اين مسجد دو ركعت نماز خواند و در ركعت دوّم سجدهاش را طول داد، به طوري كه اصحاب گمان بردند وي جان به جان آفرين تسليم كرده است. ليكن وقتي كه از سجده برخاست فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت هر كس از امّت تو بر تو صلوات بفرستد، خداوند بر او ده صلوات ميفرستد و ده بار درجات او را بالا ميبرد.[1]
سپس نام «البحير» بر اين مسجد اطلاق شد. البحير نام باغي است كه مسجد در كنار آن قرار دارد. سرانجام و به مرور زمان اين اسم به بوته فراموشي سپرده شد [2] و در حال حاضر به نام «مسجد ابوذر» معروف است. مطري در قرن هشتم از آن با نام مسجد ابوذر ياد كرده است.


مسجد ابوذر
مسجد الدِرع
از يادگارهاي غزوه احد مسجد الدرع است; مسجدي كه سر راه رسول خدا قرار داشت. ابن شبه به نقل از سعد آورده است كه رسول خدا(ص) در آنجا توقف كوتاهي داشته اند و براي نماز (درع)زره خود را در آوردند. و تا صبح روز بعد ماندند[3] رسـول خدا (ص) در مقابل اين مسجد از لشکريان خود سان ديد و کساني که قادر به شرکت در جنگ نبودند را باز گرداند از جمله کساني که بازگردانده شدند، زيد بن ثابت و اسامة بن زيد بودند . همچنين کساني را که لشکر او را کوچک شمردند و گروهان متشکّل از يهوديان همپيمان را نيز بازگردانيد و فرمود: «ما در جنگ خود بر ضدّ مشرکان، از مشرکان ياري نمي گيريم.[4] اينجا بود که عبدالله بن ابي و تعدادي از منافقاني که همراهش بودند و در مجموع يک سوم لشکر اسلام را تشکيل مي دادند، بازگشتند. عبدالله بن ابي بهانه آورد که پيامبر(ص) رأي ديگران را بر رأي وي ترجيح داده است [5]
اين مسجد بعدها به نامهايي چون مسجد الدرع، مسجد البدائع ، مسجدالعدوة و مسجد الشيخين ناميده شده است. اصل نامگذاري اين مسجد به مسجد الشيخين، در انتساب به «اجمه الشيخين» صورت گرفت که در واقع جايگاهي متعلّق به يهوديان بود و گفته شده است اين مکان از اين رو به «اجمه الشيخين» معروفيت يافت که مرد و زني که از عمر هر يک از آنها از صد سال گذشته بود در همين مکان به ديدار هم آمده و سرگرم صحبت و معاشقه مي شدند و مردم از اين موضوع تعجب کرده و اين مکان را بدين اسم ناميدند.[6]
[1] - تاريخ معالم المدينه، ص134
[1]- طبقات ابن سعد، ج2، ص39
[1] - الدر الثمين، ص174
[1] - عمدة الاخبار، ص176 و الدر الثمين، ص175


مسجد استراحت
در امتداد مسير رسول خدا(ص) به سمت احد مسجد ديگري قرار دارد كه در اصل متعلق به طايفه بنو حارثه بوده است. اين طايفه در اين ناحيه سكونت داشته و به كشت و زرع مشغول بوده اند. اين مسجد را از آن جهت كه در منطقه بنو حارثه واقع بود به نام آن طايفه; «مسجد بني حارثه» خواندند و نيز بدان علت كه پيامبر(ص)در آنجا به استراحت پرداخت، «مسجدالمستراح» يا « مسجد الاستراحه» ناميدند. رسول خدا(ص) مكرر به مسجد بنو حارثه آمده و در آنجا نماز مي خوانده اند. منطقه بنوحارثه، در فاصله ميان احد تا مدينه، منطقه مهمّي بود. زماني نيز که خندق کنده شد، مسير خندق از کنار محله اينان، بين شرق و غرب مدينه عبور کرد. بنوحارثه، هم در جنگ احد و هم احزاب، با پيامبر(ص) دشواري داشتند; از جمله آن که به نقل از جابر بن عبدالله انصاري آيه " ...إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْکُمْ أَنْ تَفْشَلاَ وَاللهُ وَلِيُّهُمَا وَعَلَي اللهِ فَلْيَتَوَکَّل الْمُؤْمِنُونَ " در واقعه احد، در باره بنوحارثه و بنوسلمه نازل شد[7]. همچنين در خبر ديگري آمده است که آيه " ...وَيَسْتَأْذِنُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ النَّبِيَّ " مربوط به بنوحارثه است.[8]
از قضا نوشته اند که در وقايع حرّه در سال 62 هجري، زماني که سپاه شام به مدينه حمله کرد وانقلابيون خندقي در اين ناحيه کندند، همين بنوحارثه راه را براي ورود سپاه شام به مدينه هموار کردند[9] ورودي که همراه با يک فاجعه خونين در اين شهر مقدس از سوي امويان ستمگر و حرمَت شِکَن بود.
بناي جديد اين مسجد اينك كنار خيابان سيد الشهدا واقع شده و بنايي عالي و زيباست.
[1] - کتاب بخاري، کتاب التفسير، حديث ش 4558
[1] - الجامع لأحکام القرآن قرطبي، ج 14، ص 148
[1] - وفاء الوفا، ج 1، صص 130 و 131


مسجد المَصرَع
اين مسجد در سمت شرقي جبل الرماة و تقريباً در دامنه اين تپه قرار داشته است. هنگامي که حمزه (ع ) در کنار شرقي اين تپه با نيزه مجروح گرديد، خود را تا اين مکان کشانيد و سپس به شهادت رسيد. اين مسجد در مکان شهادت حضرت حمزه سيد الشهدا ساخته شده و لذا به مسجد مصرع يعني محل شهادت معروف گشت. مسجد الوادي يا مسجد العسکر نيز ناميده شده است.
مساحت مسجد المصرع 18 × 18 متر و به صورت مربّع بوده است. در دوران سعودي پس از تخريب گنبد و بارگاه مقبره حضرت حمزه سيدالشهدا، اين مسجد را نيز در تعريض خيابان کنار جبل الرّماة و صاف کردن بخش شرقي آن تخريب کردند و هم اکنون اثري از آن نيست.
*****
مسجد فسح
زماني که رسول خد(ص) به شِعبِ درون کوه احد رفتند، در فاصله تقريبي پانصد تا هفتصد متر، در سمت راست شعب، در پايين کوه، در شِعبي که نامش شعب جِرار بوده، در محلي نماز ظهر و عصر را خواندند. اين محل بعدها مسجد شد و به نام مسجد فُسح يا فسيح شهرت يافت. در برخي از منابع آمده است كه صحابه از فرط خستگي به صورت راحت و با فاصله به نماز مي ايستادند و فضا را براي ديگر مسلمانان باز نمي کردند، آيه فَسح، " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قِيلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِي الْمَجَالِسِ فَافْسَحُوا يَفْسَح اللهُ لَکُمْ… " در سوره مجادله نازل شد که خداوند از مسلمانان مي خواست جا را براي ديگران، جهت اقامه نماز باز کنند، لذا از آن هنگام مسلمانان در صفوف خود، به صورتي بسيار به هم چسبيده و متراکم نماز گزاردند.[10]
بناي فعلي اين مسجد،يك چهار ديواري مخروبه است كه اطراف آن را نرده آهني كشيده اند و اين نرده هم رو به ويراني است. در ميان مسجد هم كه مساحت تقريبي آن بين پانزده تا بيست متر مربع است، هوارهاي ديوارهاي تخريب شده مسجد ريخته شده است. پنجاه متر بالاتر از مسجد، در ارتفاع بيست متري، غاري كوچك قرار دارد كه گفته اند آن حضرت ابتدا در آن غار مخفي شدند.
[1] - وفاء الوفا، ج 3، ص 348


مسجد ثنايا
ثنايا به معناي دندان است.گويند كه در اين نقطه، در جنگ احد، عتبة بن ابي وقاص دندان رسول خدا(ص)را شكست. حضرت صادق(ع) به عقبة بن خالد فرمودند که در اين مسجد نماز بخوان؛[11]
در اين مكان مسجد بوده كه تا اين اواخر آثار آن وجود داشته و عكسهايي از آن باقي مانده است. محل آن به طور تقريبي به فاصله دويست تا سيصد متر در شمال شرق مرقد حمزه سيد الشهدا بوده است.
[1] - کافي، ج4، ص560
مهراس
در بالاي كوه احد محلي است به نام مهراس، جايي كه در دل كوه باران از قبل جمع شده است.رسول خدا(ص) با شماري ياران و از جمله امير مؤمنان(ع) پس از بالا رفتن روي احد آنجا نشستند.اميرمؤمنان(ع) ظرفي آب از مهراس براي شستشوي دهان رسول خدا(ص)، كه به دليل شكسته شدن دندان حضرت خوني بوده،آورد.اين آب به دليل تغيير بو مورد استفاده رسول خدا(ص)كه بسيار هم تشنه بود قرار نگرفت.
وهابيون کف و بخشي از ديوارهاي شکاف داخل کوه را براي آنکه مومنان در آن نماز نخوانند و يابه آن واردنشوند با قير !! پوشانده اند .طويه اي نيز در کنار راه منتهي به شکاف براي نگهداري دام ها ي محلي ها وجود دارد . با آنکه ظاهر اهالي نشان مي دهد مردماني بسيار فقير و تهي دست هستند ، اما بر بالاي هر خانه باور کنيد ! گاه تا چند ديش ماهواره ديده مي شود. دو پسر بچه گدا که گمان مي کنند ما زائران ترکيه اي هستيم لاي دست و پاي دانشگاهيان مي گردند و به هر شکل که شده از آنها تقاضا " بير ريال – يک ريال " کمک مي کنند .
حمراءالأسد
کوه سرخ رنگي است در بيست کيلومتري جنوب مدينه. هرگاه از ذوالحليفه ـ از راه بدر ـ به سمت مکه بيرون رويد جنوب حمراءالأسد را مي بينيد. اين کوه در کرانه چپ عقيق الحسا، در راه مدينه به الفرع، واقع شده است.در مقابل جبل حمراء الاسد، جبل نمل قرار دارد.
غزوه حمراالاسد
روز شـنـبـه هـفـتم (يا پانزدهم ) شوال سال سوم هجرت , جنگ احد پايان پذيرفت و رسول خدا به مـديـنـه بـازگـشـت و شـب يـکشنبه را در مدينه بود و مسلمانان هم به معالجه مجروحين خود پرداختند رسول خدا (ص) بلال را فرمود تا مردم را به تعقيب دشمن فراخواند و جز آنان که ديروز همراه بوده اند, کسي همراهي نکند, در اين ميان «جابربن عبداللّه» که پدرش در احد به شهادت رسيده بود و بنا به دستور پدر براي سرپرستي خاندانش درمدينه مانده و از شرکت در جنگ احد معذور و مـحـروم گشته بود, از رسول خدا(ص) درخواست کرد تا او را به همراهي خويش سرافراز کند و رسول خدا تنها به او اذن داد که در حمراالاسد شرکت کند.
ابـوسفيان و همراهان وي مشورت مي کردند که بازگردند و هرکه را از مسلمانان باقي مانده است از مـيـان بـبـرنـد, امـا «صفوان» اين راي را نپسنديد و پيشنهادشان را رد کرد. رسول خدا(ص) بعد از شنيدن اين گزارش و مشورت با بعضي از صحابه تصميم حرکت و تعقيب دشمن گرفت . در اين حرکت سه انگيزه وجود داشت:
1- اينکه قريش مغرور نشوند و بدانند که نيروهاي مسلمانان باقي مانده و قوي هستند.
2- خود اين کار، پاسخ دندان شکني به منافقان و يهوديان بود که مبادا قصد حمله کنند.
3- موجب تقويت روحيه ي مسلمانان شد و آثار شکست احد را از ذهن آنان زدود.
بـزرگان اصحاب , زخمداران را فراخواندند و مردان قبايل با اين که هر کدام چندين زخم برداشته بودند به راه افتادند و رسول خدا براي ايشان دعا کرد.
داستان معبدبن ابي معبد خزاعي
قبيله خزاعه , چه مسلمان و چه مشرک , خيرخواه رسول خدا(ص) بودند, معبد هنوزمشرک بود که ديد رسول خدا(ص) در تعقيب دشمن است رسول خدا(ص) هنوز در حمراالاسدبود که معبد با ابوسفيان ملاقات کرد ابوسفيان ازمعبد پرسيد که : چه خبر داري؟ گفت : محمد با سپاهي که هرگز نديده ام, آکنده از خـشـم در تـعقيب شما هستند. ابوسفيان گفت : ما هنوز تصميم بازگشتن داريم تا هر که را از سـپاه ايشان زنده مانده است نابودکنيم گفت : من اين کار را مصلحت نمي دانم , با ديدن سپاهيان مـحمد اشعاري سروده ام و چون اشعار خود را خواند ابوسفيان بيمناک شد و فکر بازگشتن را از سر بدرکرد
پيامبر سه روز در «حمراالاسد» که در هشت ميلي مدينه قرار دارد ماندند و سپس به مدينه بازگشتند.
مسجد قبا
منقطه قبا در فاصله شش كيلومتري جنوب مسجد النبي قرار دارد. اين منطقه به دليل واقع شدن در جنوب شهر،اولين محلي بود كه از رسول خدا(ص) استقبال كرد.آن حضرت پس از رسيدن به قبا، چند روزي را در آنجا بسر بردند تا آن كه امير مؤمنان، علي(ع) و برخي ديگر از اعضاي خانواده اش به ايشان پيوستند، آنگاه همگي راهي يثرب شدند.
در چهار روزي كه رسول خدا(ص) در قبا بود، مسجدي در اين ناحيه بنا فرمود كه طي آن تنها ديواري از سنگهاي حره بر گرد آن كشيده شد. البته تا زمان توسعه وليد مسجد سقف نداشت يا اگر هم داشت از همان شاخه هاي خرما بود.
بنا به نقل روايات بسيار، مسجد قبا مصداق آيه «لمسجد اسس علي التقوي من اول يوم احق ان تقوم فيه» [12]مي باشد. اين آيه اشاره به اين نكته كه اين مسجد از روز نخست بر پايه تقوا ساخته شده و لذا سزاوار است تا رسول خدا(ص) نه در مسجد ضرار در اين مسجد نماز بگزارد.به دليل نزول همين آيه در شان مسجد قبا،در آن زمان مسجد قبا را به نام «مسجد التقوي»[13] مي شناختند. اين آيه در برابر مسجد ضرار ساخته شده كه آن هم در قبا بوده و اساس آن بر پايه نفاق ساخته شد.
بدين ترتيب، مسجد قبا نخستين مسجدي است كه رسول خدا(ص)آن را بنا كرده است.آن حضرت درباره نماز خواندن در مسجد قبا فرمود: «من تطهر في بيته ثم اتي مسجد قباء فصلي فيه ركعتين كان كاجر عمرة.» «كسي كه خود را در خانه اش تطهير كند،آنگاه به مسجد قبا در آيد و دو ركعت نماز بخواند،ثواب يك عمره را برده است. »[14] ورود رسول خدا(ص) را به قبا،دوشنبه دوازدهم يا چهاردهم ربيع الاول دانسته اند.
رسول خدا(ص)بعدها نيز كه در مركز مدينه ساكن شد، هر هفته،گاه روزهاي شنبه و گاه دوشنبه به قبا مي آمد و در اين مسجد نماز مي گزارد. [15] ساكنان قبا نوعا از چهره هاي بسيار خوب اصحاب آن حضرت بودند. بناي جديد آن، که در 26 صفر سال 1406 قمري به پايان رسيد، در شکل معماري جديدخود، يکي از مهم ترين و زيباترين مساجدي است که در مدينه منوره قرار دارد. در بناي فعلي چهار مناره براي اين مسجد در نظر گرفته شده که هر کدام 47 متر طول دارد. مساحت تقريبي آن و بناهاي جانبي مربوط به آن، در محدوده اي به مساحت 13500 متر مربع مي باشد که بر اساس محاسبات معماران آن، جاي بيست هزار نمازگزار را دارد
[1] - توبه : 108
[1] - تاريخ المدينة المنوره، ج 1، ص 55
[1] - تاريخ المدينة المنوره، ج 1، ص 41
[1] - التاريخ القويم لمکّة و بيت الله الکريم، ج 1، ص 264
خانه کلثوم بن هِدْم و سعد بن خَيْثمه
پيش از بازسازي جديد مسجد قبا، دو مسجد کوچک در سمت قبله آن بوده است; نخست خانه کلثوم بن هِدْم و دوّم خانه سعدبن خيثمه که هر دو در بازسازي جديد تخريب و جزو مسجد شده است. اين دو خانه محل فرود آمدن رسول خدا(ص) پس از هجرت و محل زندگي شماري از مهاجرانِ نخست به مدينه بوده است
چاه اريس
اريس در لغت اهل شام،به معناي «فلاح »است.چاه مزبور را به نام «بئر اريس »،«بئر خاتم »و«بئر النبي» هم مي نامند.چاه مزبور تا جايي كه به آب مي رسيده پله داشته است.از اين چاه دهها بار در مصادر تاريخي و حديثي ياد شده است. عمده ترين آنها اشاره به جريان افتادن خاتم رسول خدا(ص)در زمان عثمان و توسط وي در آن چاه است. پس از آن بود كه هر چه مسلمانان كاوش كردند خاتم را نيافتند. محل آن در غرب مسجد قبا بوده و تا پيش از بازسازي مسجد در چند سال اخير محل آن كاملا مشخص بوده است.
اكنون حوض و آبشاري در كنار مسجد قبا در ضلع غربي آن هست كه بر اساس گفته يكي از شاهدان كه پيش از خرابي آن را ديده بود، به احتمال بسيار قوي در همان محل چاه ساخته شده است.
مسجد مصبح
از جمله مساجدي كه در قبا بوده مسجد مصبح است.خياري نوشته است كه اين مسجد بر فراز تلي است در قبا،در پشت مخازن آب چاه زرقاء.در پاورقي همان كتاب آمده است كه اين مسجد هنوز باقي است،ساختماني است بدون سقف در كنار مستودعات غسان در قبا،در جنوب غربي مسجد قبا.در حاشيه غربي آن هم بناي مصبح و ثنية الوداع است كه رسول خدا-ص-در آنجا مورد استقبال قرار گرفت. [16]اين غير از ثنية الوداعي است كه در غرب مسجد النبي قرار داشته است
[1] -تاريخ المعالم المدينة المنوره،ص 125


مسجد صبح
مسجد جمعه
پيامبر(ص)در ادامه مسير از قبا به يثرب، در ميان قبيله بني سالم براي نخستين بار نماز جمعه را اقامه كرد و همين مساله سبب شد تا محل نماز خواندن رسول خدا(ص)به عنوان «مسجد الجمعه » شناخته شود.نامهاي ديگر آن،«مسجد عاتكه »[17] و «مسجد الوادي » (وادي رانونا) است. اين مسجد نظير مسجد النبي از خشت و گل ساخته شده بود و سقفي كوچك داشت. مسجد جمعه بعدها با سنگ ساخته شد، اما تا قرن هشتم مساحت آن بسيار كم بود. در قرن نهم هجري، مسجد باز سازي شدو طول آن از شمال به جنوب 10 متر و عرض آن از شرق به غرب 25/8 متر بوده و شبستان مسقفي نيز داشته است. اين مسجد در دوره عثماني اندكي بزرگتر و از اساس بنا شد. بناي فعلي آن، كه بسيار مجلل ساخته شده از دوره سعودي و با مساحتي در حدود 1630 متر مي باشد.
مسجد بنات بني النجار
در شمال مسجد جمعه، در فاصله تقريبيِ صد متري، مسجد کوچکي با مساحت تقريبيِ دوازده متر مربع بدون سقف تا سال 1373 شمسي وجود داشت. اين مسجد از مساجد قديمي مدينه بوده و چنين شايع بود که دختران بني نجار در اينجا ايستادند و وقتي رسول خدا(ص) وارد قبا شد، سرود طَلَعَ الْبَدْرُ عَلَين را خواندند.
مسجد مزبور ـ که به نوشته استاد عبدالعزيز کعکي مسجد عتبان بن مالک است[18] روبروي در ورودي مسجد جمعه در فاصله بيست متري در اين سوي خيابان قرار داشت که هم اکنون تخريب شده است.
[1] - تاريخ المدينة المنوره، ج 1، ص 68
[1] - المجموعة المصوره، ج 1، ص 150
مسجد سُقْيا
اين مسجد در حرّه سقيا در غرب مسجد شريف نبوي و در فاصله 2100 متري آن واقع است. مسجد سقيا با داشتن سه گنبد كه بزرگترين آنها گنبد مياني است، ويژگي پيدا كرده است. در حال حاضر اين مسجد در داخل محوطه ايستگاه راهآهن و در سمت جنوب آن واقع است. مردم به اين ايستگاه راهآهن، «استاسيون» ميگويند.
اين مسجد در محل استقرار رسول خدا(ص) به هنگام خروج از مدينه براي جنگ با مشركان در غزوه بدر، احداث گرديد. در اين محل پيامبر(ص) از نيروهايش سان ديد و در همانجا اين آيه نازل گرديد: «وإذ يَعِدُكُمُ الله إحدي الطائِفَتينِ انّها لكم وتودّون أن غير ذات الشوكه تكونُ لكم و يريدُ اللهُ أن يُحقّ الحقّ بكلماته و يقطع دابرَ الكافرين». يعني: «هر آينه كه خدا شما را وعده پيروزي بر يكي از دو طايفه (قافله قريش يا كاروان شام) داد و شما مايل بوديد آن طايفه، كه شوكت و سلاحي به همراه ندارند (بيرنج جهاد) اموالشان نصيب شما شود و خدا ميخواست صدق سخنان حق را ثابت گرداند و ريشه كافران را از بُن بركند.»
و بر اساس روايتي، حضرت وارد حرّه سقيا شدند و در محلي که متعلق به سعد وقاص بود، فرود آمدند. در آنجا آب خواستند، سپس وضو گرفته، رو به سوي قبله کردند و فرمودند: خدايا ! ابراهيم بنده و خليل تو، براي اهل مکه دعا به برکت کرد. من هم بنده و رسول تو، براي برکت اهل مدينه دعا مي کنم.در جنوب اين مسجد چاه «السقيا» قرار داشت كه از آن براي رسول خدا(ص) آب آورده ميشد. اكنون اثري از اين چاه يافت نميشود.
بئر علي ابن ابي طالب (ع)
اين چاهها در شمال غربي مدينه واقع شده و ذخيره بزرگي از آب شيرين دارد . از اين چاهها کشاورزان بسياري در منطقه براي آبياري استفاده مي کنند و کارخانه اي نيز آب اين چاهها را در بطري کرده و مي فروشد .
محصولات منطقه بئر علي ابن ابي طالب (ع)در مدينه طرفداران بسياري به جهت تبرم وتيمم و انتساب آن به مولي علي (ع) دارد . در سر راه به اين چاهها کشاورزان بسياري را ديدم که در نيمه تابستان و اوج گرما ، محصولات خود را که شامل سبزي ، انگور و خرما و ديگر محصولات بود مي فروختند.
وهابي ها ديدار از چاهها از برداشت مستقيم آب از آنرا براي زائران حرم شريف نبوي ممنوع کرده اند . لحظه اي که ما به زيارت رفتم ، کشاورزي که در محل فعاليت دارد و پاکستاني است ! بعد از آنکه فهميد که ما ايراني علاقه مند به مولي علي (ع) هستيم در را به رويمان گشود تا از آب چاه وضو بسازيم . البته در پايان هم انتظار کمکي داشت که از آن نيز دانشجويان دريغ نکردند.
در بازگشت به مدينه ودرابتداي شهر جايي که نشانه (حد ) شهر را تازه پشت سر گذاشته بوديم ، و چند لحظه اي بيشتر نبود که از مقابل ايستگاه قطار مدينه و شهرداري اين شهر عبور کرده بوديم ، حجت الاسلام و المسلمين غلامي دلاور از راننده خواست تا لحظه اي توقف کند . و سپس زميني خالي کنار يک پمپ بنزين را نشان داد و پرسيد : چه کسي از شما مي تواند بگويد اينجا کجاست ؟
کسي جوابي نداشت – تابلويي – نشاني – هيچي نبود – يک زمين خالي آنهم کنار پمب بنزين – حسي درونم مي گفت که محلي حداقل براي شيعيان بسيار مهم است . حاج آقا غلامي دلاور ديگر نتوانست طاقت بياورد و زد زير گريه ودر همان حال روضه کربلا – اسراي شام و حضرت زينب را خواند . اينجا محلي است که اسراي فاجعه کربلا بعداز بازگشت به مدينه در آن متوقف شدند و نقل است که وقتي اطلاع به اهالي مدينه رسيد آنها سراسيمه از خانه ها بيرون رفته و بر سر زنان به استقبال اهل بيت رسول الله (ص) رفتند و حضرت زينب (س) با تشرف به حرم شريف نبوي (ص) پيراهن خونين امام حسين (ع) را به روي قبر رسول الله (ص) انداخت و از حضرت خواست تا ببيند با فرزند او چه کرده اند . و لعنت دائم و ابدي خداوند بر اولين تا آخرين ظالمين در حق محمد (ص) و آل محمد سلام الله اجمعين
چشم هاي پر از اشکمان به حرم شريف نبوي مي افتد – السلام عليک يا رسول الله (ص) السلام عليک با اهل بيت رسول الله (س) و...
[1] - کنز العمال ج2، ص267، ح2982
[2] - الدر الثمين، ص170
[3] - تاريخ معالم المدينه، ص134
[4]- طبقات ابن سعد، ج2، ص39
[5] - الدر الثمين، ص174
[6] - عمدة الاخبار، ص176 و الدر الثمين، ص175
[7] - کتاب بخاري، کتاب التفسير، حديث ش 4558
[8] - الجامع لأحکام القرآن قرطبي، ج 14، ص 148
[9] - وفاء الوفا، ج 1، صص 130 و 131
[10] - وفاء الوفا، ج 3، ص 348
[11] - کافي، ج4، ص560
[12] -
[13] -
[14] -
[15] -
[16] -تاريخ المعالم المدينة المنوره،ص 125
[17] - تاريخ المدينة المنوره، ج 1، ص 68
[18] - المجموعة المصوره، ج 1، ص 1
فاجعه خونین فخّ


فاجعه خونین فخّ
البته هنوز این نهضت شكل نگرفته و موعد آن كه موسم حج بود، فرا نرسیده بود ولی سختگیریهای طاقتفرسای فرماندار وقت مدینه، باعث شد كه آتش این نهضت زودتر شعلهور شود.
فرماندار مدینه كه از مخالفان خاندان پیامبر - صلی الله علیه و آله - بود، برای خوش خدمتی به دستگاه خلافت، و گویا به منظور اثبات لیاقت خود! هر روز به بهانهای رجال و شخصیتهای بزرگ هاشمی را اذیت میكرد. از جمله، آنها را مجبور میساخت هر روز در فرمانداری حاضر شده خود را معرفی نمایند، او به این هم اكتفا نكرده، آنها را ضامن حضور یكدیگر قرار میداد و یكی را به علت غیبت دیگری، مؤاخذه و بازداشت مینمود! [2]
یك روز «حسین صاحب فخ»و«یحیی بن عبدالله» را به خاطر غیبت یكی از بزرگان بنی هاشم سخت مؤاخذه كرد و به عنوان گروگان بازداشت نمود و همین امر مثل جرقهای كه به انبار باروتی برسد، موجب انفجار خشم و انزجار هاشمیان گردیده نهضت آنها را جلو انداخت و آتش جنگ در مدینه شعلهور گردید.

- شهید فخّ كیست؟
او از پدر ومادر با فضیلت و پاكدامنی كه در پرتو صفات عالی انسانی خود به «زوج صالح» مشهور بودند، به دنیا آمده و در خانواده فضیلت و تقوی و شهامت پرورش یافته بود.
پدر و دایی و جد و عموی مادری و عدهای دیگر از خویشان و نزدیكان او، به وسیله «منصور دوانیقی»به شهادت رسیده بودند و این خانواده بزرگ كه چندین نفر از مردان خود را در راه مبارزه با دشمنان اسلام قربانی داده بود، پیوسته در غم و اندوه عمیقی فرو رفته بود. [4]
حسین كه در چنین خانوادهای پرورش یافته بود، هرگز خاطره شهادت پدر و بستگان خود را به دست دژخیمان «منصور» فراموش نمیكرد و یادآوری شهادت آنان روح پرشور و دلیر او را كه لبریز از احساسات ضد عباسی بود، سخت آزرده میساخت، ولی به علت نامساعد بودن اوضاع و شرائط، ناگزیر از سكوت درد آلودی بود.
او كه قبلاً احساساتش جریحهدار شده بود، بیدادگریهای هادی عباسی و مخصوصاً حاكم مدینه، كاسه صبرش را لبریز نموده او را به سوی قیام بر ضدّ حكومت هادی پیش برد.
شكست نهضت
...
بررسي استدلال به آيه «بيعت رضوان»


بررسي استدلال به آيه «بيعت رضوان» و رضايت دائم خداوند از خليفه دوم
طرح شبهه:
عمر بن خطاب به اجماع تمام عالمان شيعه و سنى در روز بيعت رضوان از جمله افرادى بود که با رسول خدا (ص) بيعت كردند. همان کسانى که الله تعالى در باره آنها مىفرمايد:
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا. فتح18.
خداوند از مؤمنان- هنگامى كه در زير آن درخت با تو بيعت كردند- راضى و خشنود شد خدا آنچه را در درون دلهايشان (از ايمان و صداقت) نهفته بود مىدانست از اين رو آرامش را بر دلهايشان نازل كرد و پيروزى نزديكى بعنوان پاداش نصيب آنها فرمود.
اين آيه به صراحت عمر بن الخطاب را از تهمت قتل حضرت زهرا تبرئه مىکند؛ چرا که در حديث صحيح، خشم به حق فاطمه (رض) از فردى را خشم خدا شمرده شده؛ اما در اين آيه، خداوند تبارك و تعالى رضايت خويش را از عمر بن الخطاب بيان مىدارد. و اين نشان مىدهد که وى مورد غضب الله نيست؛ پس ايشان به هيج وجه نمى تواند قاتل حضرت فاطمه (رض) باشد.
و بيترديد و با توجه به علم الله که به گذشته و حال و آينده احاطه دارد، هرگز ممکن نيست از كسانى اعلام رضايت کند كه مىداند در آينده آنها دختر رسول خدا (ص) را خواهند كشت و....
نقد و بررسي:
ترديدى نيست كه خداوند از بيعت كنندگان در حديبيه، رضايت خود را اعلام كرده و خليفه دوم نيز در اين بيعت حضور داشته است؛ اما اهل سنت اگر بخواهند با استفاده از اين قضيه، اعمالى را كه خليفه دوم پس از صلح حديبيه انجام داده، انكار و يا توجيه نمايند، بايد دو مسأله را ثابت كنند:
1. رضايت خداوند از بيعت كنندگان، هميشگى است و احياناً رفتارهاى ناپسندى كه ممكن است از آنها در آينده سر بزند، هيچ تأثيرى در اين رضايت ندارد؛
2. رضايت خداوند شامل تمام بيعت كنندگان مىشود و حتى كسانى را كه در حال بيعت، ايمان واقعى نداشتهاند و جزء مشككين و يا حتى منافقين (همچون عبد الله بن أبي) بودهاند، نيز شامل مىشود.
ما در اين مقاله سعى مىكنيم كه اين دو مسأله را بررسى كنيم:
رضايت خداوند، شامل همه بيعت كنندگان نمىشود:
رضايت خداوند شامل تمام افرادى كه در آن روز بيعت كردهاند نخواهد شد؛ بلكه فقط شامل كسانى مىشود كه با ايمان قلبى بيعت كردند؛ زيرا خداوند رضايت خود را مشروط به داشتن ايمان كرده است. « رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ ». و با انتفاء شرط، مشروط نيز به خودى خود منتفى خواهد شد.
كلمه «المؤمنين» اشاره به اين مطلب دارد كه خداوند فقط از مؤمنين واقعى راضى است؛ زيرا اگر قرار بود كه ايمان حقيقي، شرط رضايت نباشد، خداوند مىفرمود: « لقد رضى الله عن الذين يبايعونك... »
به عبارت ديگر: حد اكثر چيزى كه از اين آيه استفاده مىشود، اين است كه خداوند از تمام «مؤمنيني» كه بيعت كردند راضى شده است؛ اما هرگز ثابت نمىكند كه تمام افرادى كه بيعت كردهاند، مؤمن حقيقى نيز بودهاند؛ پس خداوند با قيد « عَنِ الْمُؤْمِنِينَ » منافقينى همچون عبد الله بن أبى و... و يا كسانى را كه در ايمان خود شك داشته و در حقيقت بيعت نكردهاند خارج مىكند و رضايت خداوند شامل حال آنها نخواهد شد؛ چنانچه شامل مؤمنينى كه در اين بيعت حضور نداشتهاند نيز نمىشود.
عمر بن الخطاب، در نبوت رسول خدا (ص) شك داشت:
...
حج وعمره مفرده -احکام - تاریخ اسلام -جغرافیای عربستان و...