X
تبلیغات
حریم دوست - اماکن زیارتی

حریم دوست

حج وعمره

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ حریم دوست خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.




سفر مجازی به سرزمین وحی

عکس های پاناروما


سفر مجازي به خانه خدا
کعبه را ابتدا حضرت آدم ساخت و سپس ابراهیم(ع) به کمک پسرش اسماعیل(ع) آن را بازسازی کرد. کعبه در زمان رسول خدا(ص) و قبل از بعثت، به دست قریش و با همکاری رسول خدا، دوباره بازسازی شد. علی(ع) در کعبه به دنیا آمد و امروز مثل گذشته، کعبه مظهر بندگی انسان به خداست . بیایید با هم به خانه خدا سفر کنیم . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد.
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در آن محيط احساس كنيد.

0kabe.jpg

و اما خانه خدا یا بیت الله الحرام كجاست ؟

به کعبه، خانه خدا، بیت الله الحرام، بیت العتیق ، بیت الحرم و مسجدالحرام نیز می‌گویند. دلیل نامگذاری کعبه به بیت الحرام این است که خداوند ورود مشرکان را به این مکان مقدس حرام و ممنوع فرموده است.
بیت الله الحرام در شهر مکه قرار دارد و در تاریخ، مورد احترام همگان بوده است. بنا بر آیاتی از قرآن و روایات معصومان علیهم السلام خانه کعبه نخستین و مقدس‌ترین بنا و اولین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شده است.
در احادیث آمده است که در آغاز آفرینش سراسر زمین را آب فرا گرفته بود و نخستین خشکی که آفریده شد زمین زیر کعبه بود که خشکی‌های دیگر از آن گسترده گشت. بر اساس روایات اسلامی، کعبه را ابتدا حضرت آدم ساخت و سپس حضرت ابراهیم علیه السلام به کمک پسرش اسماعیل علیه السلام تعمیر و بازسازی کرد. کعبه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و قبل از بعثت، به دست قریش و با همکاری رسول خدا، بر اساس بنای اولیه ابراهیم علیه السلام، دوباره بازسازی شد.  
خداوند کعبه و اطراف آن را «حرم» قرار داده است؛ یعنی مقدس شمرده و ارتکاب گناه و قتل و شکار و تجاوز به جان و مال مردم و جنگ و دزدی و راهزنی و ... را در آن جایز ندانسته است. وقتی مجرمی به آنجا پناه ببرد کسی حق مواخذه او را ندارد.
واقعه مهمی که در دوران عبدالمطلب، سرپرست و تولیت کعبه، رخ داد، نجات معجزه آسای آن از ویرانی به دست سپاه ابرهه و اصحاب فیل بود.
دومین حادثه مهم، تولد امیر مؤمنان علی علیه السلام در آن بود. مقارن با ظهور اسلام، صدها بت فلزی و چوبی و سفالی در شکل‌های گوناگون در داخل و بیرون و بر روی دیوارها و سقف کعبه بود، اما در روز فتح مکه که در رمضان سال هشتم هجری رخ داد، رسول خدا وارد کعبه شد و همه بت‌ها را از بین برد.
ساختمان کعبه به شکل مربع مستطیل و دارای چهار ضلع است که هر ضلع آن را رُکن می‌نامند. به مجموع چهار ضلع ارکان کعبه می‌گویند که سه رکن آن چنین نام دارند: رکن یمانی، رکن شامی و رکن عراقی.
ساختمان کعبه 85 / 14 متر ارتفاع دارد، طولش 58 / 11 و عرضش 22 / 10 متر است. بنای کعبه از سنگ‌های سیاه و سختی ساخته شده است که پرده سیاهی بر روی آن قرار دارد.
می گویند نخستین بار حضرت اسماعیل علیه السلام پرده ای بر کعبه کشید و بعدها قریش نیز چنین کردند و پرده‌داری، منصبی ویژه برای آنان محسوب می‌شد. اکنون نیز آن پرده به صورتی خاص بافته و بر روی کعبه نهاده می‌شود.
این بنای شریف بخش‌های دیگری هم دارد؛ همچون حجر الاسود، ملتزم، مستجار، حطیم و حجر اسماعیل. در نزدیکی آن نیز مقام ابراهیم و چاه زمزم واقع است.


جهت دريافت تصاوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :

5makke-rooz.jpg

5makke-shab.jpg


سفر مجازي به مسجد جن
این بار به محلی سفر می کنیم که آیاتی از سوره جن بر پیامبر نازل گشت و برای اولین بار گروهی از طایفه جنیان به دین اسلام گرویدند . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد.
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در آن محيط احساس كنيد.

مسجد جن كجاست ؟
مسجد جن يکى از مساجد مهم و تاريخى مکه است که برخلاف بسيارى از آثار تاريخى همچنان باقي مانده؛ سوره جن در اين مکان بر پيامبر اکرم (ص) نازل شده است.
حضرت محمد (ص) در حال بازگشت از طائف، پس از طى مسيرى طولانى با قلبى شکسته و نااميد در مکان اين مسجد که به نخله معروف بود، کنار نخل خرمايى نشست و نيمه شب به عبادت و تلاوت قرآن پرداخت. در اين حال 7 نفر از جنيان با شنيدن صداى قرآن متوقف شده و آيات آن را به گوش ‍ ساير جنيان رساندند.
پيامبر بعدها نيز چندين بار همراه عبدالله بن مسعود به اين مکان آمد و آيات قرآن را بر جنيان خواند. در شبى سوره جن بر پيامبر نازل شد و خداوند آن حضرت را از اسلام آوردن جنبان با خبر کرد. آيات اول سوره جن به اين موضوع يعني ايمان آوردن جنيان اشاره شده است.
«قل اوحى الى انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرانا عجبا يهدى الى الرشد فامنا نشرک بربنا احدا» (سوره جن-1و2)
«(اى رسول ما) بگو به من وحى رسيده است که گروهى از جنيان آيات قرآن را شنيده و گفتند که ما از قرآن آيات عجيبى مى شنويم، اين قرآن خلق را به راه و صلاح هدايت مى کند بدين سبب ما به آن ايمان آورده و هرگز به خداى خود شرک نخواهيم ورزيد.»
اين مکان در حجون و دامنه شعب ابى دب قرار داشت. بعدها به ياد آن حادثه بزرگ، مسجدى ساخته و آن را «مسجد جن» ناميدند. نام ديگر اين مسجد حرس است به اين دليل که در گذشته پاسداران مناطق مختلف مکه هنگام گشت شبانه در نزديکى مسجد جن با يکديگر ملاقات و پس از تبادل اطلاعات به محل مأموريت خود باز مى گشتند. همچنین به آن مسجد بيعتنیز می گویند ، به این علت که بيعت طايفه جن با رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در اين نقطه بوده است .
اين مسجد در شهر مکه در 200 متري قبرستان ابوطالب به سمت حرم قرار دارد و حدود 50 متر بعد از پل حجون در داخل خيابان است. مساحت اين مسجد 600 متر مربع و در آن هميشه باز است و کسي که از قبرستان ابوطالب به سمت مسجدالحرام حرکت مي ‌کند، پس از گذشتن از پل، مسجد در سمت راست او قرار دارد.
خيابان کوچکي در کنار مسجد با نام ‏"شارع مسجد الجن‏" است که هنوز تابلوى قديمى آن بر ديوار وجود دارد، مسجد نيز با شماره ‌اي مشخص شده است. در شرق مسجد، خيابان مسجد الحرام و در غرب آن، خيابان جن قرار دارد و مسجد تقريبا در محل تلاقى اين دو خيابان قرار گرفته است. بناى مسجد محکم و مناره‏ اى در رکن شمال شرقى آن قرار دارد.
از تاريخ بناى اين مسجد، اطلاعى در دست نيست، اما مسجد در قرن دوم و پس از آن، به همين نام بوده و مورخان در طول قرون مختلف از آن ياد کرده ‏اند.
گفته مي شود که در گذشته نام مسجد جن بر آن ديده مى شده ولى حکومت آل سعود به دليل عدم توجه به اماکن تاريخي و اسلامي، نام اين مسجد و ساير مساجد تاريخى را برداشته و آنها را شماره گذاري کرده است.

جهت دريافت تصوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :
masjed-jen.jpg

دريافت تصوير سه بعدي مسجد جن با حجم 2.11 MB


سفر مجازي به سرزمین مِنا
این سرزمین محلی است که ابراهیم (ع) شیطان را سه مرتبه از خود دور ساخت . اینجا همان مكانى است كه ابراهيم اسماعيل خويش را به قربانگاه برد تا به فرمان ايزدى امتحان سختى را پس دهد. اینجا سرزمین مِناست . و اگرچه برای ما حضور حقیقی ممکن نیست بیایید حضوری مجازی را در آن احساس کنیم . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد .
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در سرزمین مِنا احساس كنيد.
سرزمین مِنا كجاست ؟
مِنا ( مِنی )، محلی است در یک فرسخی شهر مکه که بیشترین اعمال حج در آن جا انجام می شود.
رمى جمرات در منا از مهم ترين اركان اعمال ايام تشريق است و در روايات آمده است كه ابليس براى بار اول در جمره عقبه خود را بر حضرت ابراهيم (عليه السلام) نماياند و آن حضرت با سنگريزه هايى او را از خود دور ساخت و ابليس ديگر بار در جمره وسطى و اولى راه را بر او بست و ابراهيم (عليه السلام) بار ديگر او را با پرتاب سنگ گريزان كرد. و ابليس به هنگام فرار به سرعت گريخت. و جمره و اجمار به معناى شتاب كردن و گريختن است; زيرا كه شيطان در اين مكان از برابر ابراهيم گريخت و لذا افراد باید در این محل با رمى جمره و انداختن سنگ بر شيطان ظاهر، شيطان درون را نيز سركوب كنند تا از شيطان پيروى نكند.
از ديگر وظايف زائر در منا ذبح قربانى است ، در همان مكانى كه ابراهيم اسماعيل خويش را به قربانگاه برد تا به فرمان ايزدى امتحان سختى را پس دهد.انسان همراه با وظيفه قربانى به ظاهر گوسفند در راه خدا، بايد نفس خود را بكشد و هواى خويش را سرببرد تا چشمش به دنيا و جمال آن نيفتد. تمام اعمال حج، جلوه معنوى و ملكوتى مخصوص به خود را همراه دارد.
قربانى در ظاهر، قربانىِ باطن مى طلبد. اگر زائرى در منا سرخود را مى تراشد و به زيبايى اش لطمه مى زند. در اصل، غرور و تكبرش را منكوب مى كند.حاجى به هنگامى كه از قربانگاه منا برمى گردد، بايد سر به زير تيغ بگذارد و زيبايى ظاهرى خود را در راه خدا فدا كند.
اذن ورود به حرم پس از انجام اعمال مواقف سه گانه، زائر از پروردگار خويش اذن ورود به حرم و بازگشت به مكّه را مى طلبد تا براى انجام اعمال حجّ تمتع آماده شود.
از نظر موقعیت جغرافیایی ، نزدیکترین موقعیت منا به مکه، جمره عقبه است؛ جایی که نخستین بار مسلمانان یثرب با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بیعت کردند و بیعت آنان با نام « بیعة العقبه » شهرت یافت.
دورترین قسمت آن نیز وادی محسّر است که میان مزدلفه و منا قرار دارد در وجه نامگذاری آن اختلاف است. برخی می گویند: هنگامیکه جبرئیل خواست از آدم علیه السلام جدا شود به وی گفت « تمَن» از خدای خود چیزی بخواه؛
آدم گفت : « اتمنی الجنه» بهشت را آرزو دارم و به نقلی جبرئیل به حضرت ابراهیم علیه السلام چنین پیشنهادی کرد، او آرزو کرد ای کاش به جای اسماعیل علیه السلام خداوند قربانی شدن گوسفندی را بپذیرد.
بنابراین چون این دو ماجرا هر دو در همین سرزمین اتفاق افتاد به آن « منی » گفته اند، یعنی سرزمین تمنا و آرزوی آدم و ابراهیم علیه‌السلام.

جهت دريافت تصوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :
mena.jpg

دريافت تصوير سه بعدي سرزمین منا با حجم 2.45 MB



سفر مجازي به غار ثور

يقيناً بسياري از كاربران گرامي تاكنون موفق به حضور در غار ثور نشده اند و اگرچه حضور واقعی میسر نیست اما بیایید حضوری مجازی را احساس کنیم . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد .
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در حوالی غار ثور احساس كنيد.
غار ثور كجاست ؟
در جنوب شرقی مسجد الحرام و در فاصله نسبتاً دوری از شهر مکه، سه کوه متصل به یکدیگر وجود دارد که در سومین کوه غاری است به نام «ثور».  
زمانی که مشرکان مکه قصد کشتن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را داشتند، پیامبر علی بن ابیطالب علیه السلام را به جای خود در مکه گذاشت و خود به امر خداوند از خانه خارج شد. در بین راه ابوبکر نیز به ایشان پیوست و از شهر خارج شدند. پیامبر برای مخفی نگاه‌ داشتن مسیر، به جای حرکت به سوی شمال مکه که به یثرب می‌رفت، راهی جنوب مکه شد و به غار ثور که در دل کوه ثور قرار داشت پناه برد. آنان به مدت سه روز در آن غار مخفی بودند.
مشرکان در پی پیامبر تا نزدیکی غار ثور آمدند، اما به اعجاز الهی، عنکبوتان تارهایی را بر در غار تنیدند و مشرکان گمان کردند سال‌هاست کسی به داخل غار نرفته، و از رفتن به درون آن منصرف شدند. در قرآن از این غار یاد شده است.

جهت دريافت تصاوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :

ghare-sowr-1.jpg
ghare-sowr-2.jpg

دريافت تصوير سه بعدي کوه ثور با حجم 3.61 MB


سفر مجازي به غار حرا
این بار به کوه نور سفر می کنیم . آنجا که آسمان بر زمین فرود آمد . آنجا که اولین آیات قرآن بر خاتم پیامبران (ص) نازل شد . و اگرچه حضور واقعی میسر نیست اما بیایید حضوری مجازی را احساس کنیم . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد .
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در کوه نور و غار حرا احساس كنيد.
0hara.jpg

و اما غار حرا كجاست ؟
حراء نام کوهی است در شمال شرقی مکه که حدود 5/4 کیلومتر با این شهر فاصله دارد.  
در کوه حراء غاری است که عبادتگاه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پیش از بعثت بوده است. پیامبر سالی یک ماه در آن غار به عبادت خدا می‌پرداخت و پس از پایان ماه، ابتدا به کنار کعبه می‌رفت و هفت بار یا بیشتر طواف می‌کرد، آنگاه به خانه بازمی‌گشت.
پس از سال‌ها عبادت، سرانجام جبرئیل به دستور خداوند اولین آیات قرآن ( آیه‌های نخست سوره علق ) را در این غار بر او نازل کرد.
کوه حراء که به آن «جبل النور»، «جبل القرآن» و «جبل الاسلام» نیز می‌گویند از مهم‌ترین و متبرک‌ترین نقاط مکه و از آثار مذهبی و مقدس باقیمانده از عصر رسالت به شمار می‌رود و بسیاری از مسلمانان در ایام حج و عمره، به زیارت غار حرا می‌روند.
درب غار به سمت ‏شمال است و فضای آن گنجایش تقریبی پنج نفر نشسته را دارد. ارتفاع غار نیز به اندازه قامت ‏یک انسان است.

جهت دريافت تصاوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :

3hara-dakhel.jpg
3hara-paeen.jpg


سفر مجازي به صحرای عرفات
بسیاری از ما تاکنون موفق به انجام اعمال حج و حضور در صحرای عرفات نشده ایم . پس خالی از لطف نخواهد بود که حضوری مجازی را در عرفات احساس کنیم . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد.
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در صحرای عرفات احساس كنيد.
0arafat.jpg

و اما صحرای عرفات كجاست ؟

عرفات نام صحرایی است وسیع و هموار، در دامنه کوهی به نام « جبل الرحمه » که در جنوب شرقی مکه مابین « ثویه » و « عرنه »، « نمره » تا « ذی المجاز » قرار دارد. طول تقریبی این صحرا دوازده کیلومتر و عرض آن 5/6 کیلومتر است. عرفات در 21 کیلومتری مکه واقع شده و بخش عمده آن از حرم خارج می باشد.
در وجه تسمیه آن اقوال مختلفی وجود دارد:
برخی آن را جمع « عرفه » و به معنی کوه و بلندی ذکر کرده اند، بعضی آن را از عرفان ، شناخت و معرفت دانسته و برای چنین نامگذاری نیز ریشه های تاریخی قائل شده اند. از جمله آن که حضرت آدم و حوا پس از هبوط به زمین و بعد از جدایی طولانی در این صحرا به یکدیگر رسیده و با هم آشنا شده اند. عده ای نیز گفته اند عرفات ( به معنای آشنایی ) به آن علت است که حضرت ابراهیم علیه السلام در این جا توسط جبرئیل با مناسک خود آشنا شد و به آنها عارف شد.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل شده که در وجه تسمیه عرفات فرمود: جبرئیل روز عرفه بر ابراهیم فرود آمد و به او گفت: به گناهانت اعتراف کن و مناسک را بشناس و لذا چون او اعتراف کرد آنجا را عرفات نامیدند.
وقوف در عرفات نه تنها یکی از ارکان اصلی مناسک حج است و حج بدون عرفه حج نیست، بلکه این وقوف دارای فضائل بسیار ارزشمندی است. تمام زائران خانه خدا در روز نهم ذی الحجه به این سرزمین مقدس می آیند و در آن وقوف می کنند.
پیامبر اکرم در روز عرفه، در « نمره » نزدیکی عرفات، کنار سنگ بزرگی فرود می آمدند. این سنگ، صخره ای در سمت راست عرفات بود و بعدها در مکان مورد نظر « مسجد نمره » ساخته شد. در منایع تاریخی آمده است که محل وقوف رسول خدا همان محل وقوف حضرت ابراهیم بوده است. قبیله قریش در دوران جاهلی و آغاز اسلام در عرفات وقوف نمی کردند، زیرا معتقد بودند اهل حرم هستند و باید بر خلاف سایر مردم در داخل حرم وقوف یابند، ولی خداوند دستور داد که همه باید در عرفات وقوف پیدا کنند.
در قرآن کریم نیز نام این سرزمین ذکر شده است: « ... فاذا افضتم من عرفات فاذکروالله عند مشعرالحرام؛ و هرگاه از عرفات برگشتید، خداوند را در مشعرالحرام یاد کنید ». (بقره: 198 )
در سال دهم هجری که پیامبر آخرین حج خود را موسوم به حجه الوداع را انجام داد، در سرزمین عرفات برای مسلمانان خطبه ای بسیار مهم ایراد فرمود که منشور حقوق بین المللی اسلام نام گرفته است. در این خطبه، آن حضرت برای آخرین بار بر تمامی ارزشهای جاهلی خط بطان کشیدند و خونهای جاهلی را تمام شده و سنتهای گذشته را مطرود ساخت.
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: خداوند عزوجل زمین را از زیر کعبه گسترش داد تا منی، سپس آن را از منی به سوی عرفات گسترانید. پس زمین از عرفات است و عرفات از منی است و منی از کعبه است.
حضرت سیدالشهداء هنگامی که از مدینه به سوی مکه حرکت کرد، در روز عرفه در همین سرزمین دعایی خواند که سرشار از مضامین توحیدی بسیار عالی است. این دعا به دعای امام حسین علیه السلام در روز عرفه مشهور است.
شايسته است كسي كه در سرزمين عرفات به سر مي‌برد، از جبل‌الرحمه بالا رفته و دعاي خاص آن را بخواند. سالار شهيدان، حسين بن علي(ع) در قسمت چپ آن كوه، رو به كعبه ايستاد و آن دعاي معروف را خواند. راز و سرّ بالا رفتن از جبل الرحمه، اين است كه انسان بداند خداوند متعال براي هر زن و مرد مؤمن و رئوف و رحيم است. بالاي جبل‌الرحمه رفتن ، آدمي را به اين سر و راز و رمز، آشنا و عارف مي‌كند كه خداوند متعال، بر مرد و زن با ايمان و مسلمان رحمت و ولايت خاصي دارد.


جهت دريافت تصوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :

arafat.jpg


سفر مجازي به مسجد شجره (میقات)
يقيناً بسياري از كاربران گرامي تاكنون موفق به حضور در مسجد شجره ، یعنی یکی از میقاتها و مساجد احرام نشده اند . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه شما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد.
شما با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در آن محيط احساس كنيد.

0shajare.jpg

و اما مسجد شجره كجاست ؟

مسجد شجره یکی از مساجد بسیار مهم خارج از مدینه بوده و به عنوان یکی از میقاتها و مساجد احرام از اهمیت بسزایی برخوردار است. کسانی که قصد ورود به مکّه معظمه و بیت الله الحرام را دارند چه ساکن و چه مسافر باشند، بدون بستن احرام حق ورود به این شهر را ندارند. نقاطی که حجاج در آن محرم می شوند، میقات گویند.
به تناسب مسیر ورود حجاج، شش میقات وجود دارد و مسجد شجره یکی از آنهاست.
پیامبر اکرم در سه سفر عمره و یک سفر حج تمتع در این میقات محرم شدند :
1- در سال صلح حدیبیه که موفق به انجام عمره نشدند (ششم هجری).
2- عمره ناشَدَه (سال هفتم هجری)
3- فتح مکه (سال هشتم)
4- حجة الوداع (سال دهم هجری)
وجه تسمیه آن به شجره نیز این است که پیامبر اکرم در این مکان، کنار درختی (شجره) به نام ‹‹سَمَره›› فرود آمده و احرام بستند. مسجد شجره به نامهای دیگر نیز مشهور است:
مسجد اِحرام: به سبب آنکه حاجیان برای تشرف به حج در این مسجد احرام می بندند، به ‹‹مسجدالاِحرام›› معروف گردیده است.
مسجد ذوالحُلیفه: حُلَیفه نام آبی بین ‹‹بنی جشم بن بکر›› از قبیله هوازن و بنی خفاجه العقیلین›› بوده که رسول خدا دوست داشت برای بستن احرام کنار درختی دراین محل فرود آید.
ابیار علی علیه السلام: از آن جهت به آن ابیار علی گفته اند که حضرت علی علیه السلام برای آبیاری نخلستانها، چاههای فراوانی در این منطقه حفر کرده و ابیار نیز اسم جمع بئر یعنی چاه است.
پیامبر اکرم پس از اقامت دو رکعت نماز در مسجد شجره، احرام بسته و می فرمود: ‹‹ لبیک،اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک، ان الحمد و النعمة لک و الملک، لاشریک لک لبیک››.
روایت شده، که رسول خدا نخستین بار، هنگام انجام حج، زیر درختی در این مکان فرود آمد که در سالهای بعد در آن محل مسجدی ساخته شد. آن حضرت در این مسجد به سمت ستون وسط نماز می خوانده است و این همان مکان درختی بود که ایشان قبلاً کنار آن نماز می گذارده است.
‹‹زین الدین الاستدار›› در سال 961 هـ. ق بنای مسجد را باز سازی و اطراف آن دیواری بزرگ کشید که تا پایان دوره عثمانی همچنان پا برجا بود. وی مأذنه گوشه شمال غربی آن را نیز بازسازی کرد و سبب اینکه مکان محراب اصلی مشخص نبود، محراب دیگری در وسط دیوار قبله قرار داد که شاید مکان اصلی محراب باشد. وی پله هایی نیز در سه جهت برای مسجد ساخت تا از ورود چهارپایان به داخل جلوگیری شود.
طول این مسجد از جنوب تا شمال 25 متر از شرق به غرب نیز به همین مقدار بوده است. در سالهای اخیر در دوران سعودی این مسجد به طرز بسیار زیبایی بازسازی شده مساحت آن به 88000 متر مربع رسیده است.

جهت دريافت تصاوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :

masjed-shajare-menare.jpg


سفر مجازي به قبرستان بقيع
آیا تاکنون به مدینه سفر کرده اید ؟ آیا حس غریب حضور در قبرستان بقیع را درک کرده اید ؟ امروز می خواهیم سری به بقیع بزنیم . بهشتی که غربتش داغ دلهاست . اگرچه حضور واقعی میسر نیست اما می توان دیداری مجازی از آن سرزمین داشت . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد .
با دريافت تصاویر سه بعدی، مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در بقیع احساس كنيد.
و اما بقيع كجاست ؟
بقیع نام سرزمینی است در مدینه که به دستور رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم به قبرستانی برای مسلمانان تبدیل شد.
اولین کسی که در آنجا به توصیه رسول خدا دفن شد عثمان بن مظعون بود که از دوستان نزدیک پیامبر و امیرالمؤمنین علی علیه السلام به شمار می‌رفت؛ علی علیه السلام در سخنانش او را بسیار یاد می‌کرد و از روی علاقه‌اش به او، نام یکی از فرزندانش را عثمان نهاد.
رسول خدا برخی از شهدای احد و نیز فرزندش، ابراهیم، را در آنجا دفن کرد و به این ترتیب بر شرافت آن افزود. بعدها که عثمان بن عفان در قبرستان یهودی‌های مدینه به اسم حس کوکب دفن شد، معاویه بقیع را به قدری گسترده ساخت که قبر عثمان در بقیع قرار گیرد.  
بقیع هم ‌اینک مزار چهار تن از امامان شیعيان ( امام حسن مجتبی(ع) ، امام سجاد(ع) ، امام باقر(ع) و امام صادق(ع) ) است. همچنین قبر بیشتر زنان پیامبر(ص) و نیز عباس عموی پیامبر(ص) و فاطمه بنت اسد، مادر امام علی علیه السلام، و برخی دیگر از بزرگان در این قبرستان قرار دارد. بقیع قبرستانی است مورد احترام همه فرقه‌های اسلامی، و اکنون در چند قدمی حرم پیامبر قرار دارد.

جهت دريافت تصوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :

1baghi.jpg


سفر مجازي به مساجد هفتگانه
به کوه سلع در شمال غربی مدینه می رویم ؛ به منطقه استقرار پیامبر در جنگ احزاب . به محلی که هفت مسجد در نزدیکی آن بنا شده و به مساجد هفتگانه شهرت یافته است . مسجد قبلتین ، مسجد فتح ، مسجد فاطمة الزهراء(س) ، مسجد امام علی بن ابی طالب(ع) ، مسجد سلمان ، مسجد ابوبکر و مسجد عمر . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد.
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در آن محيط احساس كنيد.
07masjed.jpg

و اما مساجد هفتگانه (سبع مساجد) كجاست ؟

در شمال غربی مدینه ، کوهی وجود دارد به نام کوه سلع. در سمت غربی کوه و سپس در پایین آن تعدادی مسجد وجود دارد که آنها را به نام مساجد فتح می خوانند.این مساجد در حال حاضر شش عدد است.در همان سمت،مسجدی با نام مسجد قبلتین موجود دارد که همراه شش مسجد دیگر هفت مسجد می شود و مجموعا به نام «مساجد سبعه » ، یعنی «مساجد هفتگانه »شهرت یافته است. به طور گذرا به معرفی این مساجد هفت گانه می پردازیم :
1) مسجد قبلتین : مسجد قبلتین به دست طایفه بنو سواد بن غنم بن کعب ساخته شد و از آنجا که مربوط به مساله تغییر قبله است،باید در همان اوایل هجرت رسول خدا-ص-ساخته شده باشد.مساله تغییر قبله در پانزده شعبان سال دوم هجرت روی داد.تا پیش از آن مسلمانان به سوی بیت المقدس نماز می خواندند.طعنه یهودیان و دعای رسول خدا-ص-سبب شد تا خداوند ضمن آیات 142 تا 150 سوره بقره،تغییر قبله را به سوی کعبه بیان کند. این مسجد محرابی در جهت کعبه دارد و محل قبله پیشین آن نیز در داخل مسجد مشخص شده است. مسجد قبلتین در شمال غربی مدینه در فاصله 5/3 کیلومتری مسجد النبی قرار دارد و در طول روز،مانند مسجد قبا،در همه ساعات باز است.
2) مسجد فتح : مهمترین مسجد از مساجد فتح مسجدی است که به نام مسجد فتح یا مسجد الاعلی و مسجد الاحزاب شهرت دارد. این مسجد بر روی کوه واقع شده است. مسجد فتح بر روی کوهی قرار گرفته که پشت آن کوه مسیر حفر خندق در جنگ احزاب بوده است.در واقع این کوه محل استقرار رسول خدا(ص) در جریان جنگ احزاب بوده است. در آن مکان حضرت نمازهای یومیه خود را می خوانده اند و بعدها مانند موارد دیگر این مکان به مسجد تبدیل شده است. نکته مهم آن است که حضرت در این مکان دعا برای پیروزی سپاه کردند و این دعا مستجاب شد.روایت شده است که حضرت در روز دوشنبه دعا کردند و چهار شنبه شب بود که دعای حضرت مستجاب شده و احزاب شکست خورده مدینه را ترک کردند. این مسجد که نام دیگر آن مسجد الاعلی بوده از همان آغاز مورد عنایت مسلمانان بوده است. در این مسجد،بنا به نقل ابن شبه،دقیقا محلی که رسول خدا(ص) در آنجا دعا کرده اند،به صورت اسطوانه ای در صحن مسجد مشخص بوده است. مسجد فتح حدود 24 متر مربع و ارتفاع آن حدود سه متر است. این مسجد از مساجد مورد اعتنای مسلمانان به شمار می رود و در روایات اهل بیت و منابع شیعه،به نماز خواندن در آن،تاکید و سفارش فراوان شده است. در روایت دیگری آمده که سوره فتح در این مسجد بر رسول خدا(ص) نازل شد. از آنجا که مسجد فتح را با نام مسجد احزاب و مسجد خندق نیز می شناسند، طبعا باید با جنگ احزاب ارتباط داشته باشد نه با سوره فتح که در حدیبیه نازل شده است.این مسجد در قسمت جنوبی(قبله)دارای شبستان و در قسمت شمالی دارای صحن است.عرض و طول آن به ترتیب 50/8 و 10 متر است.
3) مسجد فاطمة الزهراء(س) : درباره این مسجد نیز اطلاعات تاریخی قدیمی وجود ندارد.گویا در این حدود مسجدی به نام سعد بن معاذ بوده که یا از میان رفته و یا همین مسجد است. از آنجا که این مساجد به عنوان مساجد سبع شهرت داشته،احتمال می رود که مسجدی مستقل با نام سعد بن معاذ وجود داشته است. در حال حاضر مسجد حضرت فاطمه-س-دارای 5/7 متر طول و حدود 5/2 متر عرض است و محراب کوچکی نیز در آن وجود دارد.
4) مسجد امام علی بن ابی طالب(ع) : از میان شش مسجد موجود ، مسجدی نیز اختصاص به علی بن ابی طالب(ع) دارد.آنچه از مساجد سبع در متون قرون نخستین هجری یاد شده،تنها مسجد فتح،مسجد سلمان و مسجد علی بن ابی طالب(ع) است.برخی از محققان بر آنند مسجدی که اکنون به نام ابوبکر شهرت دارد همان مسجد علی(ع) است،کما این که مسجدی که با نام مسجد علی(ع) شناخته می شود، مسجد ابوبکر است.می دانیم که امیر المؤمنین(ع) نقشی بسیار اساسی و مهم در جریان غزوه احزاب داشته و طبعا به نام او و سلمان،مسجدی از قدیم در این دیار باقی مانده است.
5) مسجد سلمان : یکی دیگر از مساجد این ناحیه،مسجدی است منسوب به سلمان فارسی.سلمان با پیشنهاد کندن خندق،نقش مهمی در جنگ احزاب داشته است.این مسجد در گذر زمان آباد شده و مورد عنایت زائران حرم نبوی بوده است.مورخان و سفرنامه نویسان نیز به وجود آن اشاره کرده اند.این مسجد دارای شبستان و صحن است و 50/8 متر طول و 7 متر عرض دارد.در منابع شیعی آمده است که در مسجد سلمان فارسی نماز خوانده شود.
6) مسجد ابوبکر: پایین تر از مسجد سلمان،مسجد ابوبکر قرار دارد.این مسجد نیز بر زمینی مرتفع قرار گرفته که با پشت سر گذاشتن چند پله می توان به آن رسید.ساختمان این مسجد،همانند مسجد فتح از دوره عثمانی باقی مانده است و اصلاحاتی در آن صورت گرفته است. مسجد دیگری نیز منسوب به ابو بکر در مناخه و در فاصله نزدیک با مسجد مصلی قرار دارد. محتملا این مسجد همانند برخی از مساجد دیگر همین منطقه به دست عمر بن عبد العزیز ساخته شده است.مساحت این مسجد در حدود 200 متر مربع است.
7) مسجد عمر : مسجد دیگر این منطقه که پایین تر از مسجد ابوبکر(جنوب شرقی آن) قرار گرفته،مسجد منسوب به عمر است.به نوشته یک محقق ، تا قرن نهم هجری ، هیچ نشانی از این مسجد در منابع دیده نشده است.همو احتمال قریب به یقین داده که مسجد اندکی قبل از سال 1303 قمری ساخته شده است.مساحت مسجد عمر 123 متر مربع است.به نام همین خلیفه مسجدی نیز در مناخه وجود دارد.


جهت دريافت تصاوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :

سفر مجازي به مسجد قبلتین
نمی‌شود به سوی دیگری غیر از کعبه نماز گزارد، اما در این مسجد حادثه مهمی رخ داده است که از زمان صدر اسلام به مسجد دو قبله ای معروف شد. این مسجد همانجایی است که آیه 144 سوره مبارکه بقره بر پیامبر (ص) نازل گشت و قبله از بیت المقدس به سوی مسجدالحرام تغییر یافت .بیایید سری به آنجا بزنیم . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد.
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در آن محيط احساس كنيد.
0gheblatein.jpg

و اما مسجد قبلتین كجاست ؟

در شمال غربی شهر مدینه، مسجدی وجود دارد که دارای دو محراب است، البته در دو جهت مخالف ـ ‌با اختلافی حدود 180 درجه . تعجب نکنید، 180 درجه!!، مگر می‌شود انسان به جهت و سوی دیگری غیر از مسجد الحرام نماز بگزارد؟!
نمی‌شود به سوی دیگری غیر از کعبه نماز گزارد، اما در این مسجد حادثه مهمی رخ داده است که از زمان صدر اسلام به مسجد قبلتین ـ دوقبله‌ای ـ معروف گردید و هم اکنون نیز بدین نام معروف است. زائران مسلمان کشورهای اسلامی که برای زیارت قبر پیامبر(ص) و ائمه بقیع(ع) به مدینه می‌آیند، یک روز را به زیارت مساجد مقدس تاریخی، از جمله مسجد قبلتین اختصاص می‌دهند و جهت ادای نماز تحیت مسجد به آن مکان مقدس مشرّف می‌شوند.
برای آگاهی کامل از این حادثه مهم، بایستی به تاریخ صدر اسلام برگردیم.
روز دوشنبه، پانزدهم ماه رجب، سال دوم هجرت، پیامبراکرم(ص) به همراه تنی چند از اصحاب به ‌منظور تسلیت گویی به مادری مسلمان به نام «اُمّ بشر» که فرزندش را از دست داده بود به طرف قبیله «بنی‌سَلمه» حرکت می‌کنند. خانه‌های این قبیله در قسمت شمال غربی شهر مدینه قرار دارد؛ «اُمّ بشر» به افتخار رسول خدا گوسفندی ذبح کرد و طعامی تهیه نمود.
هنگام ظهر فرا رسید، پیامبر با همراهان به نماز ایستادند…. ـ توجه داشته باشید که بیت‌المقدس قبله اول مسلمانان بوده و پیامبر اکرم(ص) از زمان بعثت بمدت پانزده سال (سیزده سال در مکّه و دو سال در مدینه) به سوی بیت المقدس نماز می‌گزاردند ـ.
متأسفانه یهودیان مدینه و اطراف آن به پیامبر و مسلمانان طعنه می‌زدند و می‌گفتند: دین شما دین کامل نیست، زیرا قبله شما همان قبله ما یهودیان است!
پیامبر(ص) از گفته آنان آزرده خاطر شد و همواره منتظر امر و دستور الهی بود تا به گونه‌ای از طعنه‌های یهودیان رهایی یابد، واسلام، این دین ابدی و جاودانه از یک قبله مستقل بهره‌مند شود.
آری، انتظار به پایان رسید، هنگامی که پیامبر اکرم(ص) و همراهان در خانه «اُم بشر» مشغول نماز ظهر بودند، جبرئیل براو نازل گردید و خبر جابجایی قبله را آورد:
«قَدْ نَری تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّینَّکَ قِبْلَةً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ…؛ نگریستن تو را به اطراف آسمان می‌بینم. تو را به جانب قبیله‌ای که می‌پسندی می‌گردانیم؛ پس روی به سوی مسجد الحرام کن…» (سوره بقره، آیه 144)
پیامبر، بی‌درنگ به سمت جنوب روی گردانید و نماز‌گزاران نیز چنین کردند و پشت سر پیامبر(ص) قـرار گرفتند و رکعت باقیمانده را به جانب مسجد الحرام ـ قبله جدید ـ به پایان‌بردند.
به لحاظ جغرافیایی ، بیت‌المقدس و فلسطین نسبت به شهر مدینه، در شمال این شهر می‌باشد و مکه مکرمه در سمت جنوب و به فاصله 420کیلومتری مدینه قرار دارد.
خبر این حادثه مهم در سراسرمدینه و اطراف و نواحی آن پخش شد و مسلمانان از آن پس به سوی قبله جدید ـ مسجد‌الحرام ـ نماز گزاردند.
تعدادی از مردان قبیله بنی‌سلمه، از «اُم بشر» درخواست کردند تا خانه‌اش را بفروشد و به پاس بزرگداشت این واقعه عظیم، مسجدی بنام مسجد قبلتین احداث شود.
«اُمّ بشر» گفت: من خانه‌ام را نمی‌فروشم، آن را هدیه می‌کنم تا شما مسجد بسازید. وآنان اولین بنای مسجد قبلتین را برپا کردند.
پس از گذشت قرنها و تجدید بنای متعدد، هم اکنون مسجد قبلتین با دو گنبد، دو مناره بسیار زیبا و با دو جایگاه ویژه (محرابی زیبا به سوی مسجد الحرام و جایگاه محراب سابق به طرف بیت المقدس) چشمان بینندگان را خیره می‌کند و خاطره عطرآگین صدر اسلام را در ذهن باز‌دید کنندگان خود زنده می‌نماید.

جهت دريافت تصاوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :

gheblatein-darbe-voroodi.jpg

 
gheblatein-menare.jpg

 
gheblatein-mehrab.jpg
 

 
gheblatein-dakheli.jpg


سفر مجازي به مسجد جمعه
این بار قصد داریم به محلی برویم که اولین نماز جمعه پیامبر اکرم(ص) در آن اقامه گردید. اینجا آیاتی چند از سوره جمعه بر پیامبر (ص) نازل گشت و نام آن را برای همیشه در تاریخ جاودانه کرد . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد.
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در مسجد جمعه احساس كنيد.

0jome.jpg

و اما مسجد جمعه كجاست ؟

پیامبر(ص) در ادامه مسیر از قبا به مدینه ، در میان قبیله بنی سالم برای نخستین بار نماز جمعه را اقامه کردند و همین مساله سبب شد تا محل نماز خواندن رسول خدا(ص) به عنوان «مسجد الجمعه »شناخته شود .
نامهای دیگر آن،«مسجد عاتکه »و«مسجد الوادی »(وادی رانونا)است.این مسجد نظیر مسجد النبی از خشت و گل ساخته شده بود و سقفی کوچک داشت.مسجد جمعه بعدها با سنگ ساخته شد،اما تا قرن هشتم مساحت آن بسیار کم بود.در قرن نهم هجری،مسجد باز سازی شد و طول آن از شمال به جنوب 10 متر و عرض آن از شرق به غرب 25/8 متر بوده و شبستان مسقفی نیز داشته است.این مسجد در دوره عثمانی اندکی بزرگتر و از اساس بنا شد.قبل از بازسازی جدید آن،سید حسن شربتلی که این مسجد در میان باغ وی بوده آن را بازسازی مختصری کرده است.بنای فعلی آن،که بسیار مجلل ساخته شده،از دوره سعودی است.
در برخی نقلها آمده است که قبل از رسول خدا(ص) نیز مسلمانان مدینه ، اقامه جمعه می کرده اند.این مطلب چندان ثابت شده نیست. به هر حال،اولین نماز جمعه رسول خدا(ص) در همین مسجد اقامه شده است .

جهت دريافت تصاوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :


سفر مجازي به منطقه جنگ احد
به احد می رویم ؛ آنجایی که جنگ احد صورت گرفت . آنجا که حمزه سیدالشهدا(ع) به درجه رفیع شهادت نائل شد ؛ آنجا که رسول الله (ص) زخمهایی سنگین برداشت و آنجا که علی علیه السلام بیش از 70 زخم بر تن گرفت . اینجا محلی است که ضرورت اطاعت از امر ولی بر همگان ثابت گشت . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد.
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در آن محيط احساس كنيد.
0uhod.jpg
و اما منطقه احد كجاست ؟
احد نام كوه و منطقه اي در شمال مدينه منوره است كه جنگ معروف احد كه مسلمانان در آن خسارت بسياري ديدند ، در آوردگاهي در منطقه عمومي آن اتفاق افتاده است .
در اين جنگ حضرت حمزه سيد الشهدا (ع) عموي بزرگوار پيامبر اسلام (ص) به درجه رفيع شهادت نايل آمد ، رسول خدا آن چنان زخم هاي سنگيني برداشتند كه اصحاب براي در امان ماندن حضرت ايشان را در غاري پنهان كردند و نقل معتبر است كه امير المومنين حضرت علي (ع) در جنگ احد بيش از 70 زخم بر تن داشتند . وجه اصلي و درس احد براي هميشه تاريخ ، كه عدم عمل به آن خود موجب اين همه خسران شد ، و امت اسلامي هنوز هم از آن مي نالد ، ضرورت اطاعت از امر ولي و رهبر و فرمانده است .در پيرامون خود دقت كنيم نكند كه ما هم روزي مانند نگهبانان آن تنگه عمل كنيم .
ماجراي احد را يك بار ديگر با تامل و دقت بيشتر با هم مرور مي كنيم تا دريابيم چگونه عده اي كه از سوي رسول خدا ماموريت مراقبت از تنگه اي را داشتند چون فريب مال دنيا را خوردند و ‌آن گذرگاه به طلب غنيمت به دشمن واگذاشتند ، سبب ساز فاجعه بزرگ احد شدند .
جنگ احد یکی از غزوه های مشهور رسول خدا (ص) بود که در دامنه کوه احد، در 4 کیلومتری شمال مدینه و در روز شنبه هفتم شوال سال سوم هجری، بین مشرکان قریش و سپاه اسلام رخ داد.قریش به تلافی شکست در جنگ بدر و خونخواهی کشتگان خود با سه هزار مرد جنگی و دویست اسب و هزار شتر، به همراه جمعی از زنان از جمله هند جگرخوار، به قصد جنگ با مسلمانان راهی مدینه شدند و پس از ده روز راهپیمایی در دامنه کوه احد که در شمال مدینه و جای خوش آب و هوایی بود ، چادر زدند.
پیامبر که از طریق عمویش، عباس بن عبدالمطلب، از حرکت قریش اطلاع یافته بود، پس از مشورت با یاران خود آماده جنگ شد و به همراه هزار نفر از مسلمانان از مدینه بیرون آمد. اما در میان راه "عبدالله بن ابی" رئیس منافقان مدینه، با سیصد تن از یاران خود از صف مسلمانان خارج شد و به مدینه بازگشت. سرانجام رسول خدا با هفتصد تن از جنگجویان مسلمان (و تنها با دو اسب و صد تن زره‌پوش) شامگاه به احد رسید.
یک سال پس از جنگ بدر، غزوه احد با هدف مقابله با مشرکانی که برای انتقام‏گیری‏ از مسلمانان و جبران شکست‏ بدر به سمت مدینه آمده بودند ، آغاز گردید. حمزه و برخی دیگر از مسلمانان سلحشور، معتقد به جنگ برون‏ شهری بودند، حمزه به رسول خدا عرض کرد: سوگند به آن که قرآن را بر تو فرستاد امروز دست‏ به غذا نخواهم برد، مگرآنکه بیرون مدینه با شمشیر خود بر دشمن بتازم!
فردای آن روز جنگ تن به تن آغاز شد و در نهایت با یورش همگانی مسلمانان، قریش شکست خورد. پس از این پیروزی اولیه، هنگامی که مسلمین به جمع آوری غنایم مشغول بودند، محافظان و تیراندازانی که حفاظت تنگه مهم و سوق الجیشی احد را بر عهده داشتند، علی رغم تاکید شدید پیامبر به حفظ محل نگهبانی خود، به دنبال سهم خود از غنایم، مقر خویش را ترک کردند.
خالد بن ولید که در کمین همین فرصت بود با سواران خود از تنگه احد به مسلمانان حمله کرد و از پشت، بر قلب سپاه اسلام خنجر زد. به این ترتیب، پیروزی مسلمین به شکست تبدیل شد.
در این نبرد، دندان رسول خدا شکست، 74 تن از مسلمانان، از جمله حمزه سید الشهدا، به شهادت رسیدند و بسیاری نیز مجروح شدند.
حضرت حمزه (ع) از معدود قهرمانانی‏ بود که در جنگ، نشان بر خود می‏نهاد و بدین وسیله خود را به دوست و دشمن معرفی‏ می‏کرد. او نمونه‏ای از شجاعت و دلیری در میدان نبرد بود، خود را به اعماق صفوف‏ دشمن می‏رساند و با دشمن درگیر می‏شد، از قدرت بازوی برجسته‏ای بهره‌مند بود. دراحد با دو شمشیر پیش رسول خدا می‏جنگید و می‏گفت: من شیر خدا هستم!دراحد، به هنگام تهاجم دشمن، وفادار و ثابت‏ قدم از رسول خدا (ص) دفاع می‏کرد و توانست‏ سی مشرک جنگجو را به هلاکت‏ برساند.یکی از مشرکان به نام «وحشی»، زیر درختی در کمین آن سردار دلاور نشسته بود. حمزه او را دید و آهنگ او کرد. یکی از دشمنان راه‏ را بر او بست. حمزه به او حمله کرد و وی را به قتل رساند. سپس با شتاب به سوی ‏وحشی خیز برداشت ولی پایش در گل سر خورد و به زمین افتاد.
در این هنگام وحشی ‏زوبین به سویش پرت کرد و بدین ترتیب آن بزرگوار پس از عمری جهاد در راه خدا و یاری پیامبر گرامی به ملکوت اعلی پیوست و آن سردار رشید، شهید شاهد بارگاه ‏الهی شد.
رسول خدا (ص) در منزلت او فرمود: سالار شهیدان در روز قیامت نزد خداوند حمزه است‏. مزار آن سردار شهید و دیگرشهیدان احد همواره زیارتگاه عاشقان و عارفان الهی و الهام‏بخش جهاد و شهادت به مبارزان بوده است.

جهت دريافت تصاوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :


سفر مجازي به منطقه جنگ بدر
به محلی می رویم که پیامبر اکرم(ص) به همراه 313 تن از یاران خویش و به پرچمداری علی ابن ابیطالب(ع) با امداد الهی بر قریشیان پیروز شدند و هفتاد تن از آنان را کشتند و هفتاد تن دیگر را به اسارت گرفتند. به محل شهادت 14 تن از یاران ناب اسلام می رویم . تصاوير سه بعدی و پانوراماي 180 × 360 درجه ما را بصورت مجازی به آنجا خواهد برد.
با دريافت اين تصاوير مي توانيد خود را به طور كاملا واقعي در آن محيط احساس كنيد.
0badr.jpg

و اما منطقه جنگ بدر كجاست ؟

«بدر» روستای کوچکی میان مکه و مدینه بود که چند غزوه از غزوات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را به نام آن روستا خوانده‌اند و مهم‌ترین آنها جنگ بدر کبری بوده است.
جنگ بدر کبری در ماه رمضان سال دوم هجری بین مسلمانان و مشرکان مکه در سرزمین بدر رخ داد. دلیل اصلی این جنگ آن بود که مشرکان مکه اموال مسلمانان مهاجر را مصادره کرده بودند و مسلمین مهاجر در شهر مدینه در تنگدستی و فقر به سر می‌بردند. از این رو وقتی رسول خدا خبر یافت کاروان تجاری قریش به سرپرستی ابوسفیان بن حرب از شام به مکه باز می‌گردد، تصمیم گرفت با سپاه مسلمین به کاروان حمله ببرد و به تلافی اموال مصادره‌شده‌ی مسلمانان مهاجر، اموال و کالاهای بازرگانان قریش را مصادره کند تا بنیه مالی مسلمانان تقویت شود.
رسول خدا در دوازدهم ماه مبارک رمضان به همراه 313 تن از یاران خویش از مدینه بیرون رفت. سپاه اندک مسلمانان با 20 شمشیر و هفتاد شتر و اسب در هفدهم ماه رمضان در بدر فرود آمدند. پرچم سپاه مسلمین را نیز علی ابن ابیطالب علیه السلام بر دوش داشت.
از سوی دیگر ابوسفیان وقتی از حرکت مسلمانان آگاه شد، پیکی را به مکه فرستاد و کمک خواست. سران قریش هم بی‌درنگ با سپاهی نهصد و پنجاه نفری عازم بدر شدند. ابوسفیان با کشاندن کاروان به بیراهه، آنان را از خطر رهانید و به قریش پیام داد که به مکه بازگردند اما ابوجهل با آگاهی از تعداد اندک مسلمانان و عدم آمادگی آنان برای این رویایی بزرگ، قریشیان را به نبرد تشویق کرد.
سرانجام جنگ درگرفت و مسلمانان با وجود تعداد اندک‌شان، با امداد الهی بر قریش پیروز شدند، هفتاد تن از آنان را کشتند و هفتاد تن را به اسارت گرفتند. ابوجهل و حنظله پسر ابوسفیان نیز در میان کشتگان بودند.
در جنگ بدر، حضرت علی علیه السلام پایمردی‌های بسیار کرد و در پیروزی مسلمانان سهم زیادی داشت، به طوری که گفته می‌شود 36 تن از مشرکان در آن نبرد به دست او کشته شدند.
در این جنگ، 14 تن از مسلمانان به شهادت رسیدند.

جهت دريافت تصوير و انجام سفر مجازي از طريق زير اقدام نماييد :

jange-badr.jpg

دريافت تصوير سه بعدي منطقه جنگ بدر با حجم 2.40 MB


قابليت هاي انحصاري اين تصاوير مي توان به موارد زير اشاره كرد :
1) قابليت چرخش سه بعدي تصاوير (180 × 360 درجه) با استفاده از موس
2) طبيعي بودن تصاوير و القاي حس واقعي حضور در محل
3) بررسي محل از نگاه خود
4) قابليت زوم بر روي تصاوير (با استفاده از غلطت بالا و پایین رونده موس)
5) قابليت استفاده از اين تصاوير براي محافظ صفحه نمايش (screen saver)
نحوه استفاده :
اگرچه اغلب کاربران در اولین نگاه متوجه امکانات این تصاویر خواهند شد اما بهتر است اشاره ای گذرا بر نحوه عملکرد آن داشته باشیم :
1) برای حرکت فقط باید ماوس را حرکت دهید تا به تمامی نقاط تصویر پاناروما دسترسی داشته باشید .
2) در این تصاویر شما می توانید به صورت مجازی لنز عکاسی را زوم کنید . از دکمه اسکرولر ماوس و یا کلیدهای PageUP و PageDown برای تعویض بزرگنمائی تصویر از لنز ۱۷ میلی متر تا لنز ۷۵ میلی متر استفاده کنید . ضمنا این کار را می توانید با نگاه داشتن کلید سمت راست ماوس و عقب و جلو کردن ماوس نیز انجام دهید .
3) برای انتخاب تصویر پاناروما ( سه بعدی ۱۸۰ در ۳۶۰ درجه ) به عنوان محافظ صفحه نمایش ( Screen Saver ) از کلید F5 استفاده کنید .(البته در ابتدا و قبل از اجرای تصویر آن را به محل مشخص و ثابتی انتقال دهید تا پس از فشردن کلید F5 ، تصویر همیشه از همانجا فراخوانی شود.)
4) برای خروج از کلید ESC استفاده کنید .

منبع:   www.ashoora.ir

[ دوشنبه سی و یکم تیر 1392 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]

برای دسترسی به وب سایت

موسسه فرهنگی و هنری مشعر

اینجا

کلیک نمایید.

[ پنجشنبه بیستم مهر 1391 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]


برای دسترسی به

بانک فیلم و صوت حج و عمره مفرده و زیارت

بعثه مقام معظم رهبری

اینجا

کلیک نمایید.

[ پنجشنبه بیستم مهر 1391 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]

فرهنگ كلمات سرزمين وحي

1-   احرام: احرام عبارت است از كندن لباسهاي معمولي و پوشيدن دو قطعه پارچه سفيد و بي رنگ توسط مردان و لباسهاي معمولي و ساده و سفيد توسط بانوان. اين عمل همراه با نيت و توجه مخصوص است. و به منظور تحول روحي،‌ اخلاقي، اجتماعي و پاكي ظاهر و باطن انجام مي شود. يكرنگي لباسها نشان از آن دارد كه ما همه از هر مملكت و هر نژادي كه هستيم در وراي تقدس در برابر حق تعالي يكرنگيم و دو رنگي را دور نهاده ايم و در روز قيامت به همين شكل محشور مي شويم. نيت احرام: محرم مي شوم به احرام عمره مفرده قربه الي ا...


2-   اركان كعبه: ...


منبع :سایت لبیک


ادامه مطلب

[ جمعه چهاردهم مهر 1391 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]



[ پنجشنبه پنجم مرداد 1391 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]

این تصویر مربوط به چندین سال قبل است ودر حال حاضر درب ورودی آن مسدود  وبه شکل اسلاید قبلی می باشد.


[ پنجشنبه پنجم مرداد 1391 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]



[ پنجشنبه پنجم مرداد 1391 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]



[ پنجشنبه پنجم مرداد 1391 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]


[ پنجشنبه پنجم مرداد 1391 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]

تاريخچه کعبه از حضرت آدم تا سال 2012! ...

حضرت ابراهيم و فرزندش اسماعيل اولين بار خانه کعبه را بنا نهادند. با جاري شدن چشمه زمزم کم کم قبايلي جذب اين ناحيه شده و در اطراف خانه کعبه ساکن شدند.

نقاشي از شهر مکه در سال 1721.

جاري شدن سيل در مکه در سال 1360 هجري.

مکه سال 1960.

 گروهي مسلح با ادعاي مهدويت مسجدالحرام را به تصرف خود درآوردند. که متاسفانه باعث تير اندازي و شليک توپ در مسجدالحرام براي دستگيري اين افراد شد.

تصوير مسجدالحرام در حال حاضر.

تصوير ماهواره اي مسجدالحرام.

و اين هم طرح توسعه مکه که قرار است تا سال 2012 آماده شود و پذيراي 2 ميليون زائر باشد.
 

[ یکشنبه بیستم دی 1388 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]

مسجد امام علي (ع)

در فاصله سيصد متري مسجدالنبي، مسجدي است با نام مسجد علي بن ابي طالب(عليه السلام) . اينجا محل اقامه نماز عيد توسط امام علي(ع) است.

بناي نخست اين مسجد را، طبق معمول، از زمان امارت عمربن عبدالعزيز مي دانند. طبيعي است در قرون بعد از آن، اين بنا مکرّر تعمير شده است; از جمله زين الدين ضيغم در سال 881 آن را بازسازي کرده است. در اين اواخر، بناي کهن اين مسجد تخريب و در سال 1411 از نو تجديد بنا گرديد و مساحت فعلي آن 882 مترمربع است.

چند سالي است که درب اين مسجد بسته مي باشد!

مسجد قبا

پيامبر ( ص ) پس از ورود به مدينه اولين مسجد را در آنجا بنا نمود و همو فرموده اند: نماز در مسجد قبا مانند يک عمره است.

مسجد غمامه

در اين مکان پيامبر نماز باران اقامه کرده اند ؛ رسول خدا ( ص ) هنگام خشکسالي ، براي نماز باران ، در اين مکان نماز گزاردند . هنوز نمازشان به پايان نرسيده بود که ابرها ، سايه افکندند و باران باريد . بنابراين اين مکان را غمامه به معناي (( لکه هاي ابر )) ناميدند .

همچنين رسول خدا ، نماز دو عيد فطر و قربان را در اين مسجد اقامه فرموده اند .

مسجد ذوقبلتين

در سال دوم هجري ، هنگامي که پيامبر در نماز ظهر به رکعت دوم رسيده بود ، آيات 142 تا 150 سوره بقره مبني بر تغيير قبله نازل گشت .
« فول وجهک شطر المسجد الحرام »؛ اي پيامبر ! صورت خود را به سوي مسجد الحرام بر گردان .
آن حضرت دو رکعت نماز باقي مانده از ظهر را به سوي مسجد الحرام اقامه فرمودند . در اين مسجد ، به ياد بود اين تغيير ، دو محراب به سوي قبله نخستين « بيت المقدس » و قبله دوم ساخته بودند ، ليکن در نوسازي اخير آنها را برداشته اند .

مسجد مباهله (مسجد الاجابه)

روز عرفه


همه در زير چادر در عرفات مشغول راز و نيازند؛ به بيرون مي آيم، واي خدايا ! ملائکي مي بينم که بر زمين نشسته اند ! با تو چه دل نشين گفتگو مي کنند!

رمی جمرات

زائرين در حال رمي جمرات ديده مي شوند.
( سنگ زدن به نمادي از شيطان)

صفا و مروه

مسعي ( محل سعي ؛ بين صفا و مروه )، سالن سر پوشيده اي به طول 400 و عرض 20 متر است.

زائران خانه خدا اين روز ها، گروه گروه بر روي کوه «صفا» مي نشينند و مشغول قرائت قرآن مي شوند. اين کوه يادگار هاجر است. يادگار اسماعيل!

 

[ یکشنبه بیستم دی 1388 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]

امام جواد(عليه السلام)


ولادت

حضرت محمّدبن علي بن موسي الرّضا(عليهم السلام) در ماه مبارک رمضان سال 195 هجري در مدينه به دنيا آمد و در ذي القعده سال 220 هجري در 25 سالگي و در شهر بغداد (کاظمين) به شهادت رسيد. مادر بزرگوار امام جواد(عليه السلام) کنيزي (امّ ولد) از سرزمين نوبيه به نام سبيکه بود. برخي نيز نامش را خيزران گفته اند و روايت شده که او از خاندان ماريه قبطيّه (همسر رسول الله و مادر ابراهيم پسر پيامبر(صلي الله عليه وآله) ) بود.

معروفترين القاب امام نهم، جواد (بخشنده) و تقي (تقوا پيشه) است. لقبهاي ديگر آن بزرگوار عبارتند از: مرتضي، متّقي، منتجب، مختار، متوکّل، قانع و عالم.   کنيه امام جواد(عليه السلام، ابوجعفر است و به ايشان «ابوجعفر ثاني» گفته مي شود تا از ابوجعفر اوّل (امام محمّد باقر(عليه السلام) ) متمايز گردد. حضرت امام جواد(عليه السلام) وقتي از مادر متولد شد. دست بر سر نهاد و گفت:

شَهِدَ اللهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَ الْمَلائِکَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ{ . 

امامت

حضرت امام رضا(عليه السلام) در سال 203 هجري به شهادت رسيد. در اين زمان، حضرت امام جواد(عليه السلام) هشت ساله بود. امام رضا(عليه السلام) بر جانشيني و امامت حضرت امام محمدتقي(عليه السلام) تصريح کرد و در پاسخ به اشکال برخي، در مورد خردساليِ
ايشان فرمود: زماني که
خداي تعالي عيسي را به پيامبري برگزيد، سنّش کمتر از فرزند من بود. 

در مجلسي که شيعيان براي مذاکره درباره امامت حضرت جواد(عليه السلام) جمع شده بودند، يونس بن عبدالرحمان ـ از ياران امام رضا(عليه السلام) ـ پرسيد: تا اين پسر (حضرت امام جواد(عليه السلام) ) بزرگ شود، چه کار کنيم؟! ريّان بن صلت برآشفت و دست بر گلوي يونس گذاشت و فشار داد و گفت:

«ايمانت را به ما مي نماياني، امّا با اين همه، شک داري؟! اگر امر اين پسر از جانب خداي تعالي باشد، حتّي اگر يک روز از عمرش بيشتر نگذشته باشد، مثل پيرمرد داناست و اگر از طرف خداي تعالي نباشد حتّي اگر هزار ساله باشد، باز هم همانند مردم عوام است

برخي از شيعيان، بعد از شهادت امام رضا(عليه السلام) پنداشتند برادر ايشان (عبدالله بن موسي) امام و رهبر الهي است. پس به سوي او شتافتند و براي حصول اطمينان، از وي مسائلي پرسيدند و چون او در پاسخ درماند، از دورش پراکنده شدند.  

و سرانجام اکثريت شيعه، امامت حضرت جواد(عليه السلام) را پذيرفتند; زيرا علاوه بر وجود نصّ پيامبر(صلي الله عليه وآله) و تصريح و وصيّت امام رضا(عليه السلام) بر امامت آن حضرت، شيعيان هر سؤالي مي پرسيدند امام با سرعت و دقّت، جواب کامل و کافي مي داد. به طوري که بنابر نقل شيخ کليني، امام جواد(عليه السلام) در يک مجلس به سي هزار سؤال پاسخ داد.   به نظر مي رسد که اين عدد، مبالغه نيست; زيرا بسياري از سؤال هاي مردم، جواب هاي کوتاهي داشت چه آنکه بيشتر سؤال ها فقهي بود و هر فرع جزئي، خود يک سؤال به حساب مي آيد.

ازدواج تحميلي

بعد از آنکه مأمون، خليفه عباسي، از خراسان (طوس) به بغداد رفت و مرکز حکومتش را آنجا قرار داد، براي آنکه امام جواد(عليه السلام) را تحت نظر و کنترل خود داشته باشد، وي را از مدينه به بغداد فراخواند. امام ناگزير پذيرفت. بعد از چند روز، مأمون دختر خود امّ الفضل را به امام جواد(عليه السلام) به عنوان ازدواج معرّفي کرد. امام پاسخي نداد. مأمون، سکوت را علامت رضايت شمرد و دستور داد مقدّمات جشن ازدواج فراهم گردد. برخي از عباسيان که از نقشه و نيرنگِ سياسي مأمون بي خبر بودند و يا با تباني با خودِ مأمون، فرياد اعتراض را بلند کردند که آيا مي خواهي حکومت را به علويان واگذاري؟! ما هرگز اجازه چنين عملي را نخواهيم داد! و زماني که مأمون از آنان علّت را پرسيد، پاسخ دادند: اين شخص (امام جواد(عليه السلام) ) خردسال است و چيزي نمي داند! مأمون پاسخ داد:

«شما اينها را نمي شناسيد! کوچک آنها مانند بزرگشان، دانا و دانشمند است. اگر نظر مرا نمي پذيريد; آزمايش آسان است. دانشمندي برگزينيد تا با او بحث و گفتگو کند و درستي سخن من براي شما آشکار گردد

عباسيان، يحيي بن اکثم را برگزيدند که دانشمندي مشهور و قاضي القضات آن عصر بود و در اداره امور مملکت نقش مهمّي داشت. جلسه اي تشکيل شد و در آن گروهي از مردم و عباسيان حاضر شدند. يحيي از مأمون اجازه خواست، امّا مأمون گفت: از او (امام جواد(عليه السلام) ) اجازه بگير. وقتي يحيي بن اکثم از امام اجازه خواست، امام فرمود: هر چه مي خواهي بپرس... او پرسيد:

درباره مُحرِمي که شکاري را بکشد چه مي گوييد؟ امام جواد(عليه السلام) پاسخ داد:

«آيا در محدوده حرم کشته است يا در حِلّ (خارج از محدوده حرم)؟ عالِم بوده يا جاهل؟ به عمد کشته است يا به خطا؟ آزاد بوده يا برده؟ صغير بوده يا کبير؟ اوّلين بار است که مرتکب قتل شده يا سابقه داشته؟ شکارش از پرندگان بوده يا غير آن؟ از حيوانات کوچک بوده يا بزرگ؟ بر اين کار (کشتن شکار) اصرار دارد يا پشيمان است؟ در شب شکار کرده يا در روز؟ در حال اِحرام عُمره بوده يا احرام حجّ؟ و...»

يحيي بن اکثم، مبهوت و انگشت به دهان درماند. او نمي دانست چه بگويد; زيرا امام جواد(عليه السلام) با اين پرسش ها، براي او تشريح کرد که مسأله او، صدها و بلکه بيش از دو هزار فرع دارد! زيرا امام جواد(عليه السلام) يازده سؤال دو بخشي مطرح کرد که تعداد فروع آن 2048 مي شود:     ( 2048 = 2 × 2 × 2 × 2 × 2 × 2 × 2 × 2 × 2 × 2 × 2 = 2 )يحيي از گستردگي علم امام چنان شگفت زده شد که ناتواني و زبوني در چهره اش آشکار گرديد و زبانش به لکنت افتاد; به طوري که مردمِ حاضر نيز قضيّه را دريافتند.

مأمون، شکر و سپاسي گفت و ابراز کرد که آيا دانستيد آنچه را که من به شما گفتم؟!

سپس مأمون در همان مجلس، دخترش امّ فضل را به ازدواج امام جواد(عليه السلام) درآورد و مراسم جشن برگزار گرديد. پس از آنکه مراسم تمام شد و مردم رفتند و جز نزديکان کسي باقي نماند، مأمون رو به امام کرد و گفت:

«قربانت گردم، اگر صلاح بدانيد خوب است که احکام هر يک از فروعي را که در مورد کشتن آشکار مطرح کرديد، بيان فرماييد تا بدانيم و از آن بهره بگيريم

حضرت جواد(عليه السلام) پذيرفت و حکم همه فروع را بيان کرد و از جمله فرمود:

«اگر مُحرم، شکار را در حِلّ بکشد و آن شکار از پرندگان بزرگ باشد، بايد يک گوسفند کفّاره بدهد و اگر در حرم باشد، کفّاره اش دو برابر مي شود و... و صغير کفّاره اي بر عهده اش نيست امّا کبير، کفّاره بر او واجب است و آنکه از کرده اش پشيمان است عقاب اخروي ندارد امّا آنکه اصرار دارد و پشيمان نيست، در آخرت، عقاب هم دارد

مأمون بعد از شنيدن پاسخ هاي امام، اظهار شادماني کرد و آفرين و احسنت گفت و ادامه داد: اگر صلاح بدانيد خوب است شما هم از يحيي سؤالي بپرسيد، همانطور که او پرسيد. حضرت خطاب به يحيي گفت: آيا بپرسم؟ يحيي بن اکثم که ديگر آرام شده بود، مؤدبانه گفت: قربانت گردم، هر چه که ميل شماست، اگر دانستم، پاسخِ پرسش شما را مي دهم و گرنه از شما استفاده مي کنم. امام جواد(عليه السلام) فرمود:

«به من خبر بده آن کدام مرد است که در اوّلِ روز، اگر به زني نگاه کند، آن نگاه حرام است و وقتي آفتاب قدري بالا بيايد نگاه به آن زن حلال مي شود و وقتي ظهر شود دوباره حرام مي شود و وقتي زمان عصر فرارسد ديگر بار حلال مي گردد، وقتي غروب مي شود باز حرام مي شود و وقتي زمان نماز عشاء برسد بر او حلال مي شود و وقتي نيمه شب فرا رسد بار ديگر حرام مي گردد و وقتي سپيده صبح بدمد، بر او حلال مي شود؟ اين چه زن و مردي است؟ و براي چه حلال مي شود و چگونه حرام مي گردد؟

يحيي درماند و با شگفتي تمام عرض کرد:

«به خدا قسم، جواب اين سؤال را نمي يابم! و حکمش را نمي دانم! اگر صلاح مي دانيد پاسخ فرماييد تا بهره گيريم

حضرت جواد(عليه السلام) فرمود:

«آن زني است که کنيز بود و در آغاز روز مرد بيگانه اي به او نظر کرد و اين نگاه حرام بود، چون آفتاب بالا آمد، او را از مولايش خريد پس برايش حلال شد، ظهر که شد آزادش کرد پس بر او حرام شد، زمان عصر که رسيد با او ازدواج کرد پس برايش حلال شد، چون مغرب شد «ظهار» کرد پس بر او حرام شد و چون هنگام نماز عشا شد کفّاره داد، پس برايش حلال شد و چون نيمه شب فرا رسيد او را يک طلاق داد پس بر او حرام شد و چون صبح صادق دميد به او رجوع کرد پس برايش حلال شد

مأمون با خوشحالي رو به حاضران کرد و پرسيد: آيا در ميان شما کسي هست که بتواند اينگونه پاسخ دهد؟! حاضران گفتند: نه، هرگز. امير مؤمنان بهتر مي داند.

سپس مأمون افزود:

«واي بر شما! اين خاندان برگزيدگانند و اختصاص به فضيلت و کمال دارند و خردسالي مانع کمال آنها نمي شود. آيا نمي دانيد که رسول الله(صلي الله عليه وآله) دعوتش را با دعوت از اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) آغاز کرد، در حالي که او ده ساله بود؟! و اسلام او را در آن سن پذيرفت و هيچ کس ديگري را در آن سن و سال به اسلام دعوت نکرد و با حسن و حسين(عليهما السلام) بيعت کرد در حالي که آنان کمتر از شش سال داشتند و با هيچ کودک ديگري بيعت نکرد، پس آيا الآن نمي دانيد که اين اختصاص الهي است که نسبت به اين خاندان صورت گرفته است؟! پس حاضران تصديق کردند  

تعليم و تربيت

حضرت امام جواد(عليه السلام) با آنکه عمر زيادي نکردند و در جواني (بيست و پنج سالگي) به شهادت رسيدند، امّا با اين حال، با اهتمام آن حضرت، شاگردان بسياري پرورش يافتند; از جمله: صفوان بن يحيي، عبدالعظيم حسني، علي بن مهزيار اهوازي، فضل بن شاذان، محمّدبن ابي عمير، محمدبن سنان زاهري خُزاعي و... برخي از زنان از جمله حکيمه (دختر امام جواد(عليه السلام) ) و حکيمه (دختر امام رضا(عليه السلام) ) و حکيمه (دختر حضرت موسي بن جعفر(عليه السلام) ) نيز از روايان آن حضرت بوده اند.

بر اساس تحقيق استاد شيخ عزيزالله عطاردي در کتاب مسند الامام الجواد(عليه السلام، 250 روايت از امام جواد(عليه السلام) نقل شده است. علّت کمي احاديث نقل شده از آن بزرگوار; اختناق شديد و ظلم و جور گسترده خلفاي عباسي در آن عصر است. ولي با اين وصف، حتّي برخي از محدّثان و دانشمندان سنّي; مثل خطيب بغدادي نيز رواياتي با ذکر سند از حضرت امام جواد(عليه السلام) نقل کرده اند.  

درس زندگي

در پايان، چند روايت آموزنده از پيشواي هدايت و آموزگار انسانيّت، حضرت امام جواد(عليه السلام) مي آوريم تا روشنگر راه، در زندگي سعادتمندانه براي ما باشد:

1 . «الْمُؤْمِنُ يَحْتَاجُ إِلَي ثَلاثِ خِصَال: تَوْفِيق مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَاعِظ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُول مِمَّنْ يَنْصَحُهُ».

«مؤمن نيازمند سه صفت است; توفيقي از جانب خدا و واعظي از طرف خودش و پذيرش نصيحت خير خواهان  

2 . «مَنْ أَصْغَي إِلَي نَاطِق فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ کَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللَّهِ فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ کَانَ النَّاطِقُ يَنْطِقُ عَنْ لِسَانِ إِبْلِيسَ فَقَدْ عَبَدَ إِبْلِيسَ».

«کسي که به سخنراني شخصي گوش دهد، او را عبادت کرده است، پس اگر گوينده از خدا بگويد او خدا را پرستيده است و اگر گوينده از زبان ابليس بگويد، پس او ابليس را پرستيده است  

3 . «إِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِکُمْ فَسَعُوهُمْ بِطَلاقَةِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ اللِّقَاءِ».

«شما نمي توانيد با اموال خود همه مردم را پوشش دهيد پس با گشاده رويي و خوش برخوردي، همگان را مشمول لطف خود قرار دهيد 

[ یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]

خانه کعبه

بر اساس آیات قرآن کریم و احادیث و روایات خانه خدا به نام های متعددی معرفی شده است. ...


الف ـ كعبه
قـرآن
«خداوند كعبه را خانه حرام و وسيله قيام و ايستايي براي مردم، قرار داد».

حديـث
1 ـ شيخ صدوق: در روايت آمده است كه كعبه را از آن جهت كعبه نام نهاده اند، كه چهارگوش است. علّت چهارگوش بودنش نيز آن است كه در مقابل«بيت المعمور» است كه آن هم چهارگوش است. بيت المعمور چهارگوش شده، چون در برابر عرش است كه چهارگوش است. عرش چهارگوش شده، چون كلماتي كه اسلام بر آن ها استواراست، چهار است: سبحان الله، الحمدلله، لا اله الّا الله والله اكبر.

ب ـ بيت العتيق (خانه آزاد)
قـرآن
«سپس آلودگيها را از خودبزدايند، به نذر خويش وفا كنند و برگرد خانه آزاد، طواف كنند».
«براي شما در [ حيوانات ] قرباني، منافعي است، تا سرآمدي معيّن، سپس جايگاه آن ها، به سوي خانه آزاد است».

حديـث
2 ـ از امام باقر عليه السّلام پرسيدند: چرا كعبه را بيت العتيق ناميده اند؟ فرمود: چون كه خانه اي است آزاد از مردم، هيچ كس مالك آن نيست.

3 ـ ابوحمزه ثمالي : به امام باقر عليه السّلام در مسجدالحرام گفتم: خداوند، چرا اين خانه را عتيق ناميد؟ فرمود: هيچ خانه اي نيست كه خدا بر روي زمين قرار داده، مگر آن كه صاحب و ساكناني دارد، جز اين خانه كه جز خداي متعال، صاحبي ندارد و آزاد است.

4 ـ امام صادق عليه السّلام : خداوند در ماجراي نوح، همه زمين را زير آب برد، جز خانه خدا را. آن روز اين خانه «عتيق» نام نهاده شد، چون كه آن روز از غرق شدن رها شد.

5 ـ از امام صادق عليه السّلام پرسيدند: چرا كعبه، بيت العتيق ناميده شد؟ فرمود: چون خداوند، آن را از طوفان آزاد كرد.

ج ـ بيت الحرام
قـرآن
«خداوند كعبه «خانه حرام» را براي قوام و استواري كار مردم، قرار داده است».
«پروردگارا! من از ذريّه خويش در سرزميني خشك، كنار خانه حرام تو قرار دادم، پروردگارا تا نماز بر پاي دارند. پس، دل هاي مردم را شيفته آنان ساز و از ثمرات و ميوه ها روزي شان كن، باشد كه سپاسگزار شوند».

حديـث
6 ـ حنان: به امام صادق عليه السّلام گفتم: چرا كعبه را «بيت الله الحرام» ناميده اند؟ فرمود: چون بر مشركان حرام است كه وارد آن شوند.
نقشه

فايده اي درباره نام هاي كعبه
قرآن كريم خانه خدا را هفده بار و در چهارده آيه، ياد كرده است : دو بار با واژه «الكعبه»، هفت بار با واژه «البيت»، يك بار با واژه «بيت»، دوبار با واژه «البيت الحرام»، دوبار با واژه «البيت العتيق»، يك بار با واژه «بيتك المحرّم» و دو بار با واژه «بيتي».
گفتني است كه «المسجد الحرام» نيز پانزده بار در قرآن ياد شده است و يك بار نيز تنها با واژه «المسجد» آمده است.

[ یکشنبه چهارم اسفند 1387 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]

جاى جاى مدينه، نشان از آثار رسول خدا(صلى الله عليه وآله) دارد و حق آن است كه مسلمان معتقد، ذرّه ذرّه خاك آن را ببويد و ببوسد. اگر نمى تواند چنين كند، حداقل جايگاه هاى مشخصىرا كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در آنجا خاطره اى از خود گذاشته، نبردى كرده، نمازى خوانده و سخنى گفته، بشناسد و قدر نعمت بزرگى را كه در پرتو نور نبوّت نصيب او شده است، بداند.

پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) در مدينه

پيش از آنكه هجرت پيامبر به مدينه آغاز شود، تنى چند از اصحاب به يثرب رفتند و در قبا، آنگاه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نيز در آغاز ماه ربيع الأول راهى يثرب شد. مردم مسلمان شده يثرب، بى صبرانه انتظار ورود آن حضرت را داشتند; پس از آن به مدت ده سال با خلوص تمام از وى و آرمان هايش دفاع كردند. در اينجا خلاصه اى از حوادث اين ده سال را مى آوريم:

نخستين اقدام پيامبر(صلى الله عليه وآله) در يثرب، ساختن مسجد بود; جايگاهى كه افزون بر مركزيت عبادى، مركزيت فرهنگى، سياسى و ادارى نيز داشت; و يكى از تكيه گاه هاى اصلى اسلام در ميان مسلمانان بود.

دومين اقدام آن حضرت، ايجاد يك پيمان عمومى ميان مسلمانان مدينه بود. در اين معاهده كه همه مسلمانان براى اجراى آن متعهد شدند و با رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بيعت كردند، حاكميت براى خدا و رسولش شناخته شد و بخشى از قوانين حقوقى و جزايى اسلام به عنوان قانون تثبيت گرديد.

سومين اقدام رسول خدا(صلى الله عليه وآله)، ايجاد پيمان برادرى ميان مسلمانان بود. آن حضرت مسلمانان را با يكديگر برادر كرد تا نسبت به هم ارتباط و پيوند نزديكترى داشته باشند. و از ميان مسلمانان، على بن ابى طالب(عليه السلام) را به عنوان برادر خود برگزيد.

روشن بود كه يكى از مسائل مهم پس از هجرت، درگيرى مدينه با مكه خواهد بود; زيرا نه پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) حاضر بود از مكه چشم پوشى كند و نه اشراف مكه تحمّل اسلام و تسلّط آن بر شهرهايى مانند مدينه را داشتند، بهويژه كه در سال دوم هجرت، قبله اسلام از بيت المقدس به سوى مكه تغيير كرد و نشان داد كه مسلمانان اين شهر را از دست نخواهند داد.

سرانجام، مسلمانان حمله به كاروان هاى قريش را ـ كه از مكه به راه مى افتاد و از نزديكى مدينه مى گذشت و به سمت شمال; يعنى شامات مى رفت ـ آغاز كردند. آنان بدينوسيله جبران مصادره اموالشان را، كه در مكه گذاشته بودند، كردند. مهم ترين حمله، حمله اى بود كه به جنگ بدر منتهى شد. در رمضان سال دوم، مسلمانان به قصدحمله به كاروان قريش حركت كردند. قريش كه متوجه حمله شده بودند، سپاهى را از مكه به سوى مسلمانان اعزام كردند. دو سپاه در نزديكى چاه هاى بدر با يكديگر درگير شدند و در نتيجه، بسيارى از سران شرك به قتل رسيدند. از ميان رؤساى قريش، تنها ابوسفيان به سلامت ماند و آن هم به اين دليل بود كه در بدر حضور نداشت.

در سال سوم، مشركان به تلافى غزوه بدر به مدينه حمله كردند. آنها شهر را دور زدند و از سمت شمال در دامنه كوه احد مستقر شدند. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نيز همراه يارانش كه كمتر از يك سوم دشمن بودند، به منطقه احد وارد شدند. در جنگى كه صورت گرفت، ابتدا مسلمانان غلبه كردند، اما غفلت آنان ـ كه چگونگى آن در قسمت احد خواهد آمد ـ سبب شد تا ضربه اى كارى از مشركان بخورند، گرچه مشركان نتوانستند اسلام را از ميان ببرند.

در سال پنجم، مشركان پيمان اتحادى بر ضدّ رسول خدا(صلى الله عليه وآله) امضا كردند وسپاه احزاب را تشكيل دادند و به مدينه يورش بردند. پيش از حمله آنان، مسلمانان خندقى در قسمت شمالى شهر، جايى كه امكان ورود دشمن از آن ناحيه وجود داشت، كندند. دشمن در پشت خندق زمين گير شد و پس از گذشت بيست روز، در حالى كه برخى از پهلوانان آنها كه از خندق عبور كرده بودند، كشته شدند، با سرشكستگى مدينه را ترك كردند. در واقع، اين آخرين زورآزمايى مشركان در برابر مسلمانان بود كه به شكست انجاميد.

در سال ششم هجرت، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به قصد انجام عمره و به همراه بيش از يك هزارو پانصد تن از اصحاب راهى مكه شد. مشركان اعلام كردند كه مانع از ورود رسول خدا(صلى الله عليه وآله)به مكه خواهند شد. آن حضرت راه خود را كج كرد و در حديبيه ـ كه در مسير جدّه است ـ متوقف شد.

 آنگاه نماينده اى به داخل شهر فرستاد، اما با دير شدن بازگشت او، رسول خدا(صلى الله عليه وآله)با اصحاب بيعت كرد تا در برابر مشركان مقاومت كنند. اين بيعت را «بيعت رضوان»ناميدند. نماينده رسول خدا(صلى الله عليه وآله) بازگشت و پس از آمدن نماينده مشركان، صلح حديبيه بهامضا رسيد. بر اساس اين معاهده، جنگ به مدت ده سال متوقف شد و مقرر گرديد كه ازسال بعد از آن، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و اصحابش بتوانند براى انجام عمره سه روز را در مكه بسربرند.

در سالهاى ششم و هفتم، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به شاهان و رؤساى قبايل بزرگ نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت كرد. همچنين، در سال هفتم براى نخستين بار پس از هجرت، با اصحاب راهى مكه شد و سه روز را براى انجام عمره در شهر بسر برد.

در سال هشتم، مشركان پيمان را شكستند و برخلاف معاهده حُدَيْبيه رفتار كردند و پيامبر(صلى الله عليه وآله) كه در پى فرصتى براى فتح مكه بود، سپاه عظيمى را روانه اين شهر كرد و خود فرماندهى آن را برعهده گرفت. شهر با مقاومت بسيار محدودى كه از سوى برخى جوانان خودسر مكه به عمل آمد، فتح شد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به مسجدالحرام درآمد، بت ها را شكست و آنگاه به داخل كعبه رفت و آثار شرك را از آنجا زدود.

بدين ترتيب، بيست سال بعد از بعثت و هشت سال پس از هجرت، مكه در تصرف كامل مسلمانان قرار گرفت و بلال بر بام كعبه نداى اذان سر داد. پس از آن، شورش قبيله هوازن در حُنَين نيز خاموش شد.

در سال نهم، حج با حضور اكثريت مسلمان و اقليّت مشرك كه ديگر قدرتى نداشتند، برگزار شد. رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از على(عليه السلام) خواست تا آيات اول سوره برائت را كه در اعلام برائت از شرك بود در روز حج اكبر ـ روز عرفه ـ بر مردم بخواند. در اين پيام، خدا و رسول از شرك و مشركان اعلام بيزارى كرده و از آنها خواسته بودند تا در يك فرصت چهارماهه، تصميم نهايى خود را براى پذيرش اسلام يا مقاومت در برابر آن بگيرند. بدين سان، شرك تا چندى پس از آن به طور كامل از ميان رفت. همچنين، در سال نهم، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) سپاهى به تبوك فرستاد كه توانست قبايل حدود شامات را آرام سازد.

در سال دهم، رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نخستين حج خود را به همراه بيش از يكصد هزار تن از پيروان خويش انجام داد. در اين مراسم بود كه آيين حج از سوى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به طور كامل تشريع و تشريح شد. آن حضرت ضمن خطبه اى كه به خطبه حَجّة الوداع (حج آخرين) معروف است، نصايح فراوانى به مردم كرد.

آن حضرت در بازگشت از سفر حج، در روز هجدهم ذيقعده، در غدير خم، على(عليه السلام) را به جانشينى خود برگزيد و همه مسلمانان نيز به اين عنوان با آن حضرت پيمان بستند و البته گروهى چه زود اين عهد و پيمان الهى را شكستند!

رسول خدا(صلى الله عليه وآله) هفتاد روز پس از غدير، در حالى كه چند روز دچار بيمارى و تب شديد بود، در 28 صفر سال يازدهم هجرت به لقاى پروردگارش شتافت; و اين در حالى بود كه از وضعيت نامطلوبى كه مسلمانان پس از پيروزى بر شرك از نظر داخلى گرفتارش بودند، دلى اندوهگين داشت. با وجود اين، آن حضرت طى بيست و سه سال تلاش در مكه و مدينه، بنيادگذار يكى از مهم ترين اديان توحيدى و آخرين آنها براى بشر بود كه امروزه ميليون ها نفر بدان ايمان دارند و به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و جاى جاى قدم هاى او در مكه و مدينه عشق مىورزند.

شناخت‏يثرب

شهر يثرب كه بعد از ورود رسول خدا-ص-«مدينة النبى‏»و پس از آن به اختصار«مدينه‏»خوانده شد،در مسير«طريق الهجره‏»در فاصله تقريبى 450 كيلومترى شمال مكه قرار دارد.مهمترين نكته در جغرافياى داخلى مدينه اين است كه شهر در ميان دو رشته حره (9) واقع شده كه يكى در شرق و ديگرى در غرب آن قرار دارد.ناحيه جنوبى يثرب هم كمى سنگلاخ است و در قسمت‏شمالى،در ميان كوه احد،در شمال غرب و كوه سلع در غرب مدينه،فضاى نسبتا بازى وجود دارد كه بيشتر،زمينهاى كشت و نخلستان بوده است.

پيش از اسلام،قبيله‏هاى يهود و عرب در نواحى مختلف ميان اين دو حره و حوالى آن زندگى مى‏كردند.قبايل يهودى عبارت بودند ازبنى قينقاع،بنى نضير و بنى قريظه كه عمدتا در جنوب و جنوب غرب مدينه در منطقه عوالى (10) مى‏زيستند.

دو قبيله مهم عربى،كه پس از يهود در اين ناحيه ساكن شده بودند،عبارت بودند از اوس و خزرج.آنها خود به طوايف مختلفى تقسيم مى‏شدند.جمعيت عرب يثرب بسيار بيش از يهوديان بود.در ميان دو قبيله عرب،نزاعهاى زيادى جريان داشت.اين نزاعها به ميان قبايل يهود نيز سرايت كرده بود.

اوس و خزرج هر دو از قبايل جنوبى جزيرة العرب بودند كه قريب يكصد و پنجاه سال قبل از اسلام به يثرب آمده بودند.همان‏گونه كه در نقشه آشكار است،يثرب تنها به يكى از واحه‏هاى ميان دو حره شرقى و غربى اطلاق مى‏شده اما به تدريج نام تمامى اين نواحى شده است!

وضعيت طبيعى مدينه نسبت به مكه بسيار بهتر و داراى زمينهاى حاصلخيز و آب نسبتا مكفى است.در مدينه چندين وادى وجود داشته كه آب اين منطقه را تضمين مى‏كرده است. قبايل عرب هر كدام در بخشى از آن سكونت داشته‏اند.در واقع تركيب جمعيتى شهر مدينه قبيله‏اى بوده است.بيشترين جمعيت در منطقه عاليه مدينه از جنوب شرقى به سمت جنوب غربى شامل عصبه،قبا،قربان،و عوالى سكونت داشته‏اند.بخشهايى از جمعيت هم در مركز مدينه،جايى كه بعدها مسجد النبى ساخته شد مى‏زيستند و شمارى در شمال مسجد النبى-ص-در راه احد ساكن بودند.گروهى نيز در غرب،در كناره كوه سلع و از آنجا به سمت جنوب در منطقه عصبه سكونت داشته‏اند.

مناطقى كه اوس و خزرج و يهود در آنها سكونت كردند،بويژه قسمتهاى جنوبى،در دو سوى غرب و شرق كه به عوالى و قبا و عصبه شهرت دارد،از پر جمعيت‏ترين مناطق با آب فراوان و مزارع گسترده مى‏باشد;چرا كه شبكه‏اى از بهترين واديها،همچون وادى مهزور از شرق،وادى يذينب از جنوب شرقى و وادى رانوناء از جنوب و بخشى از وادى بطحان،كه در مسيرش به شمال غرب به اين واديها مى‏پيوندد،در مناطق مزبور جريان دارد.ترديدى نيست كه اين واديها و چاهها در سمت عوالى،قبا و عصبه،از مهمترين عوامل در تمركز جمعيت در آن نواحى و پرداختن آنان به كشاورزى در شكل گسترده بوده است.

يثرب و اسلام

مردم يثرب به كعبه احترام مى‏گذاشتند و هر ساله براى طواف آن و عبادت بتها به مكه مى‏آمدند.افزون بر اين بازارهاى مكه نيز آنان را وا مى‏داشت تا به مكه بيايند و روابطى با قريش داشته باشند.از زمانى كه رسول خدا-ص-دعوت خويش را آشكار كرد و آيات قرآنى در ميان مردم انتشار يافت،اهل يثرب نيز كم و بيش با آن آشنايى يافته بودند،اما حرمتى كه براى قريش قائل بودند مانع از آن شده بود كه خود را به رسول خدا-ص-نزديك كنند،تا آن كه در آغاز دو نفر و در سال يازدهم شش نفر از مردم يثرب اسلام آوردند.آنها اين پيام جديد را به ديگران رساندند و در سال دوازدهم بعثت،دوازده نفر از مردم يثرب كه مسلمان شده بودند، در ايام حج به ديدار رسول خدا-ص-شتافتند.پس از آن بود كه رسول خدا-ص-يكى از بهترين اصحاب خود;يعنى مصعب بن عمير را براى تبليغ اسلام به يثرب فرستاد و در سال سيزدهم بعثت قريب هفتاد تن از مردم يثرب براى بيعت با رسول خدا-ص-به مكه در آمدند. آنان ضمن بيعت،از رسول خدا-ص-خواستند تا به يثرب بيايد و تعهد كردند كه از آن حضرت دفاع خواهند كرد.اين دعوت سرآغاز هجرت رسول خدا-ص-و اصحاب آن حضرت بود. چنانكه در بخش نخست اين كتاب گذشت،محل بيعت آنها با رسول خدا-ص-اندكى پايين‏تر از جمره عقبى در راه آمدن به مكه،سمت راست در داخل يك شعب بوده كه اكنون در محل آن‏«مسجد البيعه‏»قرار دارد.پيش از اين درباره اين مسجد سخن گفتيم.

در ابتدا تنى چند از اصحاب به يثرب رفتند.رسول خدا-ص-نيز در آغاز ماه ربيع الاول راهى يثرب شد.مردم مسلمان شده يثرب،بى صبرانه انتظار ورود آن حضرت را داشتند و پس از آن به مدت ده سال با خلوص تمام از وى و آرمانهايش دفاع كردند.در اينجا خلاصه‏اى از حوادث اين ده سال را بيان مى‏كنيم:

اولين اقدام رسول خدا-ص-در يثرب،ساختن مسجد بود;جايگاهى كه علاوه بر مركزيت عبادى،مركزيت فرهنگى،سياسى و ادارى نيز داشت;مركزى كه يكى از تكيه گاههاى اصلى اسلام در ميان مسلمانان بوده است.

اقدام دوم رسول خدا-ص-،ايجاد يك پيمان عمومى ميان مسلمانان مدينه بود.در اين معاهده كه همه مسلمانان براى اجراى آن تعهد و بيعت كردند،حاكميت براى خدا و رسول شناخته شده و بخشى از قوانين حقوقى و جزايى اسلام به عنوان قانون پذيرفته شده بود.

سومين اقدام رسول خدا-ص-ايجاد عقد برادرى ميان مسلمانان بود.آن حضرت مسلمانان را با يكديگر برادر كرد تا نسبت به هم ارتباط و پيوند نزديكترى داشته باشند.

روشن بود كه يكى از مسائل مهم بعدى،درگيرى مدينه با مكه خواهد بود.نه رسول خدا-ص-حاضر بود از مكه چشم پوشى كند و نه مردم مكه تحمل اسلام و تسلط آن بر مدينه را داشتند،بويژه كه در سال دوم هجرت،قبله اسلام از بيت المقدس به سوى مكه تغيير كرد و اگر تا آن هنگام به سمت‏شمال نماز مى‏گزاردند،اين بار به سمت جنوب نماز خواندند.

سرانجام،حمله را مسلمانان آغاز كردند.آنها يكى دو بار به كاروانهاى قريش كه از مكه به راه مى‏افتاد و از نزديكى مدينه مى‏گذشت و به سمت‏شمال;يعنى شامات،مى‏رفت‏حمله كردند تا جبران مصادره اموالشان را كه در مكه گذاشته بودند،بكنند.مهمترين حمله،حمله‏اى بود كه به جنگ بدر منتهى شد.

در رمضان سال دوم،مسلمانان به قصد حمله به كاروان قريش حركت كردند.قريش كه متوجه حمله شده بودند،سپاهى را به سوى مسلمانان فرستادند.آنها در نزديكى چاههاى بدر با يكديگر درگير شدند و در نتيجه بسيارى از سران شرك به قتل رسيدند.از ميان رؤساى قريش،تنها ابو سفيان به سلامت ماند و آن هم به اين دليل بود كه در بدر حضور نداشت.

در سال سوم،مشركان به تلافى غزوه بدر به مدينه حمله كردند.آنها شهر را دور زدند و از سمت‏شمال در دامنه كوه احد مستقر شدند.رسول خدا-ص-نيز همراه يارانش كه كمتر از يك سوم دشمن بودند،به منطقه احد در آمدند.در جنگى كه صورت گرفت ابتدا مسلمانان غلبه كردند،اما غفلت آنها-همان گونه كه بعد از اين در قسمت احد خواهد آمد-سبب شد تا ضربه‏اى كارى از مشركان بخورند،گرچه مشركان نتوانستند اسلام را از ميان ببرند.

در سال پنجم،مشركان پيمان اتحادى را بر ضد رسول خدا-ص-امضا كردند و سپاه احزاب را تشكيل دادند و به مدينه حمله كردند.پيش از حمله آنان،مسلمانان خندقى در قسمت‏شمالى شهر،جايى كه امكان ورود دشمن از آن ناحيه وجود داشت،كندند.دشمن در پشت‏خندق زمينگير شد و پس از گذشت بيست روز،در حالى كه برخى از پهلوانان آنها كه از خندق عبور كرده و كشته شده بودند،با سرشكستگى مدينه را ترك كردند.در واقع،اين آخرين زور آزمايى مشركان در برابر مسلمانان بود كه البته به شكست انجاميد.

در سال ششم هجرت،رسول خدا-ص-به همراه بيش از يكهزار و پانصد تن از اصحاب،به قصد انجام عمره راهى مكه شد.مشركان اعلام كردند كه مانع از ورود رسول خدا-ص-خواهند شد. آن حضرت راه خود را كج كرد و در حديبيه-كه در مسير جده قرار داد-توقف كرد.آنگاه نماينده‏اى به داخل شهر فرستاد،اما با دير شدن بازگشت او،رسول خدا-ص-با اصحاب بيعت كرد تا در برابر مشركان مقاومت كنند كه اين بيعت را«بيعت رضوان‏»ناميدند.نماينده رسول خدا-ص-بازگشت و پس از آمدن نماينده مشركان،صلح حديبيه به امضا رسيد.بر اساس اين معاهده،جنگ به مدت ده سال متوقف شد و مقرر گرديد كه از سال بعد از آن،رسول خدا-ص-و اصحاب بتوانند براى انجام عمره سه روز را در مكه بسر برند.

در سالهاى ششم و هفتم،به ملوك و رؤساى قبايل بزرگ نامه نوشت و آنان را به اسلام دعوت كرد.همچنين در سال هفتم براى نخستين بار پس از هجرت،با اصحاب راهى مكه شد و سه روز را براى انجام عمره در شهر بسر برد.در سال هشتم،مشركان بر خلاف معاهده حديبيه رفتار كردند.رسول خدا-ص-كه در پى فرصت بود،سپاه عظيمى را براى فتح مكه روانه اين شهر كرد و خود فرماندهى آن را به عهده گرفت.شهر با مقاومت بسيار محدودى كه از سوى برخى جوانان خودسر مكه به عمل آمد،فتح شد و پيامبر به مسجد الحرام در آمد،بتها را شكست و آنگاه به داخل كعبه رفت و آثار شرك را از آن زدود.

بدين ترتيب،هشت‏سال پس از هجرت و بيست‏سال بعد از بعثت،مكه در تصرف كامل مسلمانان قرار گرفت و بلال بر بام كعبه نداى اذان سر داد.پس از آن،شورش قبيله هوازن در حنين نيز خاموش شد.در سال نهم،حج با حضور اكثريت مسلمان و اقليت مشرك كه ديگر قدرتى نداشتند،برگزار شد.رسول خدا-ص-آيات اول سوره برائت را كه در اعلام برائت از شرك بود،به دست امام على-ع-داد تا در روز حج اكبر-روز عرفه-بر مردم بخواند.در اين پيام، خدا و رسول از شرك و مشركان اعلام بيزارى كرده و از آنها خواسته بودند تا در يك فرصت چهار ماهه،تصميم نهايى خود را براى پذيرش اسلام يا مقاومت در برابر آن بگيرند.بدين سان، شرك تا چندى پس از آن به طور كامل از ميان رفت.همچنين،در سال نهم،رسول خدا-ص-سپاهى به تبوك فرستاد كه توانست قبايل حدود شامات را آرام سازد.

در سال دهم،نخستين حج‏خود را به همراه بيش از يكصد هزار تن از پيروان خويش انجام داد. در اين مراسم بود كه آيين حج از سوى پيامبر-ص-به طور كامل تشريع شد.آن حضرت ضمن خطبه‏اى كه به‏«خطبه حجة الوداع‏»(حج آخرين)معروف است،نصايح فراوانى به مردم كرد.در بازگشت از سفر حج و در روز هيجدهم ذيقعده،در منطقه غدير،آن حضرت امام على-ع-را به جانشينى خود منصوب كرد و همه مسلمانان نيز به اين عنوان با آن حضرت پيمان بستند و البته چه زود اين عهد و پيمان الهى را شكستند.

پيامبر-ص-هفتاد روز پس از غدير،در حالى كه چند روز دچار بيمارى و تب شديد بود،در 28 صفر سال يازدهم هجرت به لقاى پروردگار شتافت،در حالى كه از وضعيت نامطلوب مسلمانان اندوهگين بود،پس از پيروزى بر شرك از نظر داخلى گرفتارش بودند.با وجود اين، آن حضرت طى بيست و سه سال تلاش در مكه و مدينه،بنياد گذار يكى از مهمترين اديان توحيدى و آخرين آنها براى بشر بود كه امروزه ميليونها نفر بدان ايمان دارند و به رسول خدا-ص-و جاى جاى قدمهاى او در مكه و مدينه عشق مى‏ورزند.

پى‏نوشتها

1-درباره خراب كردن آن و آثار بجاى مانده،نك:گزارش فارسى كتاب‏«فى منزل الوحى‏»از هيكل،فصلنامه‏«ميقات حج‏»،ش 9،ص 222.درباره قبرستان ابو طالب نيز رجوع كنيد به مقاله‏«جنة المعلاة‏»از سيد على قاضى عسكر در فصلنامه‏«ميقات حج‏»،ش 4،صص 174-165

2-فاكهى،اخبار مكه،ج 3،ص 90-89

3-مقاتل الطالبيين،ص 366 و 367

4-فاكهى،اخبار مكه،ج 4،ص 72 و 73

5-ازرقى،اخبار مكه،ج 2،ص 162

6-فاكهى،اخبار مكه،ج 4،ص 75

7-فاكهى،اخبار مكه،ج 4،ص 130،ازرقى،اخبار مكه،ج 2،ص 93 و 266

8-فاكهى،اخبار مكه،ج 3،ص 89 و 90

9-منطقه سنگلاخى كه سنگهايى شبيه به سنگهاى آتشفشان و داغ شده دارد.

10-خيابان عوالى اكنون به نام‏«شارع على بن ابى طالب-ع-»شناخته مى‏شود.

 

[ شنبه هفدهم شهریور 1386 ] [ ] [ سیدمحمد میری ]

[ ]